ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٥٦ - ٤٤ - كتاب قضاء و شهادات هفده آيه
« خداوند فرموده است كه همهء حركات و افعال آدمى براى او باشد چنان كه هيچ كارى جز به قصد وجه كريم او و جز با كمال اخلاص انجام ندهد . و هم فرموده است كه شهادت بايد بر وجه عدل ، كه قوام دنيا و آخرت به آنست ، واقع گردد و چون دستور داده كه دشمنى با قومى و بغض بر ايشان نبايد موجب اين شود كه عدل را رعايت نكنيد پس تأكيد در بارهء « عدل » در مقام شهادت از آن فهميده مىشود .
و هم رعايت مصالح بندگان را تأكيد در امر به اقامهء شهادت از آيه مستفاد است .
چنان كه على ( ع ) گفته است « فرض الله الشهادات استظهارا على المجاهدات » و هم گفته است « اذا كان الغدر طباعا فالثقة إلى كل احد عجز [١] » .
مقدس اردبيلى آيهء ١٣٤ از سورهء بقره را * ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَه مِنَ الله وَمَا الله بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * .
و هم آيهء ١٥٤ از همان سوره را * ( . . إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَالْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاه لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ الله وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ . إِلَّا الَّذِينَ تابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) * آورده و استدلال بر تحريم كتمان شهادت را به آنها ممكن دانسته و چنين افاده كرده است :
« ممكنست به آيهء نخست بر حرام بودن كتمان شهادت و كتمان علوم دينى ، اصول باشد يا فروع ، بلكه مطلق علوم از كسانى كه به آنها نياز دارند و اهل آنها
[١] كتاب « كنز العرفان » بذكر اين روايت پايان يافته است شايد منظور از اين روايت به نظر فاضل بوده « كه هر گاه فريب و غدر در مردم ، تا حدى ، طبيعى باشد پس نشايد به ايشان اعتماد شود بلكه بايد به شهادت و گواه استناد گردد » پس بدين مناسبت آن را در اين موضع آورده و كتاب را به آن خاتمه داده است .