ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٣٧ - ٤ - حد محارب دو آيه
٢ - آيهء ٤٣ از سورهء مائده * ( فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِه وَأَصْلَحَ فَإِنَّ الله يَتُوبُ عَلَيْه إِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * اين آيه بطور اجمال ؛ بر قبول توبهء سارق ، دلالت دارد ليكن آيا توبه و اصلاح او ، يعنى استمرار توبه ، چنان كه سقوط عقاب اخروى را باعث است موجب سقوط حد هم مىگردد يا نه ؟ عقائد اختلاف يافته است : ابو حنيفه و هم شافعى ، در يكى از دو قولش ، بعدم سقوط گفتهاند . شيعه تفصيل داده بدين گونه كه اگر توبه و اصلاح پيش از ثبوت سرقت نزد حاكم به عمل آيد حد از ميان مىرود و اگر توبه پس از ثبوت سرقت نزد حاكم به ميان آمد در صورتى كه ثبوت سرقت به وسيلهء « بيّنه » باشد حد ساقط نمىگردد و اگر ثبوت آن از راه « اقرار » باشد به قولى باز هم ساقط نمىگردد و به قولى ديگر به استناد عمل على ( ع ) [١] اسقاط و اثبات حد در اين صورت به نظر امام واگذار و او را اختيار است كه هر كدام را بخواهد عمل كند .
٤ - حد محارب در بارهء حد محارب نيز به دو آيه استناد شده است :
١ - آيهء ٣٧ از سورهء مائده * ( إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ الله وَرَسُولَه وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ ) *
[١] نقل است كه سارقى نزد على ( ع ) به سرقت خود اقرار كرد و پس از آن تائب شد على ( ع ) پرسيد آيا چيزى از قرآن حفظ دارى ؟ گفت سورهء بقره را حفظ دارم على ( ع ) گفت « وهبت يدك بسورة البقرة » اشعث گفت آيا حدى از حدود الهى را معطل مىگذارى ؟ على ( ع ) چنين پاسخ داد « و ما يدريك ؟ . اذا قامت البينة فليس للإمام ان يعفو قال اللَّه تعالى : * ( وَالْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّه . و اذا اقر الرجل على نفسه بسرقة فذاك إلى الامام ان شاء عفى و ان شاء عاقب »