ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢١٩ - ٣ - اشيائي از مباحات ده آيه
و از ملك او بيرون نمىرود مگر دليلى شرعى بر اخراج آن باشد » ٤ - آيهء ١٠ ، از سورهء نساء * ( يُوصِيكُمُ الله فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَإِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْه لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَه وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَه وَلَدٌ وَوَرِثَه أَبَواه فَلأُمِّه الثُّلُثُ فَإِنْ كانَ لَه إِخْوَةٌ فَلأُمِّه السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ آباؤُكُمْ وَأَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِنَ الله إِنَّ الله كانَ عَلِيماً حَكِيماً ) * فاضل ، شش بحث و چهار فائده در اينجا ياد كرده است : بحث اول در تفسير آيه و كلمات آنست .
بحث دوم بدين مفاد است « آيه بر اجتماع اولاد و ابوان در ميراث دلالت دارد پس اين دو نوع در يك مرتبه هستند و هر يك از دو نوع با وجود آن نوع ديگر ارث مىبرد و اگر يكى از آن دو نوع به تنهايى باشد ارث را آن نوع به تنهايى حيازت مىكند » .
در اين آيه احوال ذكور با اناث و احوال اناث به انفراد و حال پدر و مادر به انفراد و حال آن دو با اولاد ياد شده ليكن حال ذكور به انفراد ياد نگرديده است و شايد علت آن اين باشد كه چون اناث به انفراد ياد گرديده و ميان يكى و بيشتر آنها تفصيل داده شد دانسته شده كه ذكور با هم برابر و متساوى هستند و گر نه چنان كه در اناث تفصيل به عمل آمده در ذكور نيز تفصيل داده مىشد .
بحث سيم بدين مفاد است « در آيه حكم يك دختر بيان شده كه نصف مىبرد حكم بيشتر از دو دختر معين گشته كه دو ثلث مىبرد ليكن به حكم دو دختر تصريح نشده كه ارث آنها چه اندازه است در توجيه آن بايد گفت ابن عباس ظاهر آيه را گرفته