ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢١٧ - ٣ - اشيائي از مباحات ده آيه
٢ - آيهء ٥ ، از سورهء احزاب * ( وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ الله مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً ) * محقق اردبيلى چنين افاده كرده است « كلمهء من المؤمنين و المهاجرين » جائز است بيان باشد براى كلمهء * ( « أُولُوا الأَرْحامِ » ) * يعنى اقرباء از مؤمنان و مهاجران بعضى از ايشان اولى هستند كه از بعضى ديگر ارث ببرند نسبت به بيگانگان بلكه نسبت به بعضى از اقارب نيز و جائز است كه حرف « من » براى ابتداء غايت باشد يعنى * ( « أُولُوا الأَرْحامِ » ) * به حق خويشاوندى و قرابت در مقام ميراث اولى هستند از مؤمنان به حق ولايت در دين و از مهاجران به حق مهاجرت . چنين گفته ليكن ظاهر اينست كه صله باشد براى كلمهء « اولى » و مراد از استثناء اينست كه * ( « أُولُوا الأَرْحامِ » ) * اولى هستند مگر وصيتى كند كه در اين صورت « موصى له » اولى مىباشد .
پس در آيه دلالتيست بر اين كه وصيت از ارث اولى و بر آن مقدم است و آيه بر اين كه وصيت براى وارث درست نيست دلالت ندارد و اين مطلب ظاهر است .
و به احتمالى ممكن است * ( « إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا » ) * منجّزا ترا نيز شامل شود پس دليل باشد بر اين كه منجّزات مريض از اصل است و بر ارث مقدم و به اجماع و خبر ، وصيت خارج شده و از ثلث به حساب آمده و منجزات در آن باقى مانده است . فتأمل » فاضل اين مضمون را آورده است « پيش از اين گفتيم كه پيغمبر ( ص ) براى اين كه تأليف قلوب كند اهل اسلام را به هجرت ارث مىداد نه به قرابت چنان كه از سهام زكات به همان نظر براى كفار قسمتى قرار داد و آن حكم به اين آيه و به آيات ارث نسخ گرديده و معنى چنين است : همانا اولو الارحام بعضى از ايشان به ميراث بردن از بعضى ديگر از خودشان اولى هستند تا مهاجران و غير مهاجران . آنگاه وصيت براى اولياء را به جمله