ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٠٩ - ٣ - اشيائي از مباحات ده آيه
بيان شده و در مورد محتمل التحريم شبههاى براى ايشان پيش آمده و به برائت اصلى اكتفا نكرده طلب نص كرده و مىپرسند از تو آن چه را بر ايشان حلال قرار داده شده پس بگو چيزهائى را كه طباع سليمه خبيث نمىشمرد و بطور غالب و بحسب عادت از آنها تنفر نمىدارد آنها بر شما حلال است . و ممكن است مراد آن باشد چيزهايى كه دليل عقلى يا نقلى بر حرمت آن نباشد . و اگر « طيبات » را چنين معنى كنيم مفاد آيه همان حكم عقل را تاييد مىكند و در حقيقت بر مباح بودن چيزى كه دليلى از عقل يا از نقل بر تحريمش نباشد حكم عقل و نقل با هم جمع شده است . و آيه به مفهوم خود بر حرمت مستخبثات ( در برابر طيبات ) دلالت دارد و مفاد منطوق آيهء * ( وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ ) * را مىرساند . » فاضل گفته است « و استدل الشافعي بهذه من حيث المفهوم على تحريم ما استخبثه العرب ، و المفهوم عندنا غير حجة [١] » از جمله فوائد و احكام كه فاضل در ذيل اين آيه آورده اينست اكل چيزى را كه غير معلَّم صيد كند حلال نيست . طرز تعليم بايد از شرع مستفاد باشد . اگر سگ از صيد خود بخورد بر انسان مباح نيست . در هنگام ارسال يا در هنگام ادراك تذكيه ، تسميه و ذكر خدا واجب است .
٢ - آيهء ٧ ، از سورهء مائده * ( الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَطَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ ) * .
كلمهء « طعام » مورد اختلاف شده كه مراد از آن چيست ؟ آيا شامل ذبائح آنها هم هست يا منحصر است بحبوب و امثال آنها از جامدات ؟ زمخشرى در تفسير كشّاف چنين افاده كرده است « گفته شده است مراد از طعام اهل كتاب ذبائح ايشان است و گفته شده است همهء مطاعم ايشان است و همهء نصارى در اين حكم يكسانند ليكن از على عليه السلام روايت است كه نصارى بنى تغلب را جدا كرده و گفته است « ليسوا
[١] ليكن محقق اردبيلى آن را داراى همين مفهوم دانست و گفت اين مفهوم ، منطوق آيهء * ( « وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ » را مىرساند .