ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٠٤ - ٢ - اشيائي كه تكسب به آنها حرام است - مبني بر شش آيه
* ( فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ الله وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ) * . در ذيل اين دو آيه ، كه آخرين آيه ايست ، كه در بارهء خمر نزول يافته ، و به گفته فاضل از نه راه نسبت به تحريم آن در اين آيه تأكيد به عمل آمده پنج حكم آورده شده است . از آن جمله است حرمت تكسب به خمر و سائر مسكرات و هم اجرت بر كارى مربوط و متعلق به آنها چه آن كه رواياتى هم وارد است بدين مفاد كه آن چه را خدا حرام كرده ثمن آن را نيز حرام قرار داده است . از قبيل روايات نبوى « لعن الله اليهود حرّمت عليهم الشّحوم فباعوها و اكلوا ثمانها » و از قبيل خبر ديگر نبوى نيز « لعن الخمر شاربها و عاصرها و ساقيها و بائعها و آكل ثمنها فقام اليه اعرابى . الخبر » و از آن جمله است معانى كلمات وارده در اين آيات كه چون دانستن آنها در استنباط حكم فقهى تأثير دارد بطور خلاصه ترجمه و آورده مىشود :
« ميسر » همان قمار است به تمام انواعش از قبيل نرد و شطرنج پس تكسب به اينها و ساختن آلات آنها و بيع و حتى نشستن در مجلس بازى آنها حرام است از پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) روايت شده كه « اللَّاعب بالنّرد شير كمن غمس يده فى لحم الخنزير و دمه » در بارهء نرد و شطرنج جز از برخى از علماء شافعى كه آن را در غير حال الهاء و اغفال از نماز ، محكوم بجواز دانستهاند خلافى در حرمت نيست .
مراد از « انصاب » بتهايى است كه براى عبادت مىساختهاند پس حرام است كه كسى ساختن آنها را كسب خود قرار دهد يا خريد و فروش كند .
مراد از « ازلام » كه مفرد آن زلم است ( بفتح زاء بر وزن صنم و ضم آن بر وزن امم ) تيرهايى است كه پر و پيكان نداشته و بر بعضى نوشته شده بوده « أمرني ربي » و بر بعضى « نهانى ربي » و بر بعضى هيچ چيز نوشته نشده بوده و به آنها در سفرها و كارهاى خود تفأل مىزدهاند بدين گونه كه چون مىخواسته اند