روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٤٨ - روزشمار جنگ سه شنبه ٥ بهمن ١٣٦١ ١٠ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٢٥ ژانویه ١٩٨٣
تیراندازی و استقرار بخشی از نیروهای ضد انقلابی در محلات شهر از جمله اسپی کلا و قادی محله و رضوانیه به اصطلاح جرقه زده می شود. آری جرقه زده می شود و توده ی مردم نیز به پا می خیزد، لیکن نه به طرف دارای از به اصطلاح قیام خیالی سربداران، بلکه در دفاع از انقلاب و اسلام. در طی چند ساعت، شهر مملو از جمعیت انبوه مردم آمل و روستاهای اطراف آن می گردد. مردم بدون سلاح و با عشق به انقلاب اسلامی و امام امت برابر این عده ی معدود از ضد انقلابیون قرار گرفته و با یک ضربه، تمامی آن ها را یا هلاک نموده یا از شهر بیرون شان می نمایند.
البته، امت شهیدپرور و حزب اللهی آمل که با حرکت خودجوش و هوشیارانه ی خود مشت محکمی بر پوزه ی ضد انقلاب زده و با حضور فعال خود درس پرارجی را در تاریخ مبارزات امت اسلامی به یادگار گذارد، در این درگیری یک روزه که تا پایان روز ٦ بهمن به طول می انجامد. نیز عزیزانی را از دست داد. حدود ٤٠ تن از برادران بسیجی و سپاهی و مردم حزب اللهی آمل برای حراست از کیان اسلام و انقلاب ایثارگرانه خون خود را در این راه فدا نمودند. در این میان، نکته ی برجسته در اقدامات ضد انقلابی گروهک اتحادیه ی کمونیست های ایران آنست که با خلع سلاح تعدادی از برادران سپاهی آنان را به جرم دفاع از انقلاب اسلامی و خودداری از تمکین در برابر خواسته های ضد انقلاب اعدام خیابانی کرده و به شهادت می رسانند. تعدادی از برادران حزب اللهی دست گیر شده و به نقاط تحت تسلط افراد مسلح گروهک برده شده و به اصطلاح برای تعیین تکلیف نگه داری می شوند.
ضد انقلابیون که با حضور یک پارچه ی امت اسلامی رو به رو گردیدند، در استیصال کامل و هراس از قصاص امت اسلام می کوشند تا هر چه سریع تر شهر را تخلیه کرده و پا به فرار گذارند. در این بین تقریباً نیمی از افراد مسلح ضد انقلاب یا دست گیر شده یا به هلاکت می رسند.
جرقه ی اتحادیه ی کمونیست های ایران نه تنها قیام خیالی شان را به دنبال نداشت، بلکه آتش به خرمن تحلیل های ضد اسلامی و ضد انقلابی آنان افکند. در تمام شهر آمل و همچنین سایر شهرهای ایران مردم به مدت چند روز با حضور در صحنه ی انقلاب انزجار خود را نسبت به این عمل جنایت کارانه ابراز داشته و مشت محکمی بر دهان ضد انقلاب می کوبند.
معدود باقی ماندگان گروهک سربداران، با به جا گذاشتن آثار جنایات خود در آمل، مجدداً به اعماق جنگل پناه برده و برای اخذ تصمیم - در حالی که شکستی مفتضحانه را متحمل شده بودند - مجتمع می گردند. از این تاریخ به بعد تمامی فعالیت های این گروهک به حفظ خود و فرار از عدالت اسلامی محدود می گردد، لیکن در حین این که این گروهک در نهایت استیصال و درماندگی و ازهم پاشیدگی قرار می گیرد، در دو درگیری دیگر با نیروهای اسلامی که برای اجرای عدالت اسلامی به تعقیب و پی گرد آنان پرداخته بودند شرکت می نماید. پیرو تعقیب و پی گرد نیروهای اسلام در جنگل های شمال، این گروه در منطقه ی گزناسرا در ١٨ بهمن ماه٦٠، در حین فرار با ایجاد درگیری با نیروهای اسلام یک تن از برادران حزب اللهی را شهید می نمایند. این گروه در درگیری دیگری در منطقه ی جنگل در اواسط خرداد ماه نیز ٣ تن از برادران حزب اللهی را به شهادت می رسانند.
در این جاست که کارنامه ی فعالیت جنایت کارانه ی این گروه ضد انقلابی به انتها می رسد. گروهی که مدعی خلق بودن را داشت، گروهی که تحت عنوان ادامه ی انقلاب بر علیه انقلاب به پاخاسته بود.»[١]
روزنامه ی جمهوری اسلامی نیز با ذکر مقدمه یی درباره ی اولین دقایق حمله ی اتحادیه ی کمونیست ها به شهر آمل به درج وقایع از قول برخی شاهدان ماجرا پرداخته است:
«حدود ساعت ٢٣:٣٠ دقیقه دوشنبه شب ٥/١١/١٣٦٠ یک گلوله آر.پی.جی٧ به طرف ستاد بسیج مستضعفین شهر آمل واقع در غرب پل معلق، به فاصله ی ٥٠
متر از پل شلیک می شود و به دنبال آن
[١] مأخذ ٩.