روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٤٦ - روزشمار جنگ سه شنبه ٥ بهمن ١٣٦١ ١٠ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٢٥ ژانویه ١٩٨٣
رهام ضرغامی: عضو فعال تشکیلات اتحادیه ی کمونیست ها؛ عضو کمیته های کارگری و عضو کمیته ی شرق تهران؛ مسئول یگ گروه ٥ نفری سازمان؛ مسئول کارخانه های درخشان، فیلکو، هوخست و کارخانه ی سیمان و گماشتن عوامل نفوذی در کارخانه های مذکور؛ مسئول تدارکات گروه سربداران؛ عضو کنفدراسیون احیا در امریکا؛ شرکت در درگیری مسلحانه ی ١٨ آبان و مشارکت در به شهادت رساندن ده ها پاسدار در درگیری ٢٢ آبان.
فرج الله لسانی: عضو فعال تشکیلات اتحادیه؛ عضو اصلی کمیته ی انتشارات تحت مسئولیت مستقیم مرکزیت؛ عضو فعال دانشجویان مبارز و مجمع گروهک های محارب خط٣ (اتحادیه؛ رزمندگان، پیکار، پیشگام)؛ سخن گوی تشکیلات اتحادیه ی کمونیست ها؛ مسئول قسمت "تحقیق روی شوروی" از کمیته ی تشکیلات و مسئول چند عضو و هوادار تشکیلاتی؛ شرکت در کنگره ی مخفی سوم سازمان (وی ٣ ماه پیش از درگیری در شهر آمل دست گیر شده و در جریان تز "قیام فوری" قرار داشته، اما این موضوع را تا دست گیری گروه جنگل کتمان نموده است)؛ فعالیت در کمیته ی انتشارات تحت مسئولیت کادر مرکزی؛ سخن رانی در دانشگاه های شهرهای گوناگون و تشریح مواضع اتحادیه؛ از اعضای تصمیم گیرنده در کنگره ی سوم شورای اتحادیه؛ عضو کنفدراسیون احیا و دبیر فرهنگی کنفدراسیون در شمال کالیفرنیا و دبیرکل تشکیلات اتحادیه ی کالیفرنیا؛ انتشار نشریه ی ١٦ آذر.
علی علیزاده: عضو مسلح گروه جنگل؛ شرکت در همه ی درگیری های مسلحانه ی جنگل؛ تدارک سنگرها در حمله ی مسلحانه به شهر آمل؛ اولین فرد واردشونده به باغ رضوانیه پس از عقب نشینی نیروهای محارب و قتل چندین تن در آن جا.
عیدی محمد نوذری: عضو نظامی سربداران جنگل و عضو شورای تصمیم گیری جنگل؛ شرکت در همه ی درگیری های گروه سربداران جنگل؛ شرکت در شکنجه و به شهادت رساندن ٣ تن از برادران حزب اللهی؛ مسئول انتقال زخمی ها به شهر در درگیری گزناسرا.[١]
ضمیمه ی ٢ گزارش ٣٧٤
روزنامه ی اطلاعات درباره ی اقدامات اتحادیه ی کمونیست های ایران که به حمله به شهر آمل انجامید، مقاله یی را به این شرح به چاپ رسانده است:
«حدود ١٠٠ نفر از این گروهک محارب در دسته های مختلف در اواخر شهریور٦٠، روانه ی جنگل های شمال شده در ناحیه یی در ١٥ کیلومتری جنوب آمل مستقر می گردند. سلاح هایی که اتحادیه ی کمونیست های ایران از جبهه های جنگ به غنیمت گرفته یا به عبارت صحیح به سرقت و یغما برده بود و به تعبیری دیگر سلاح هایی که هر جوان مسلمان برای ستیز با کفار بعثی می توانسته در دست بگیرد و نیز مقداری سلاح که در کردستان خریداری کرده بود با جاسازی در کامیون به جنگل منتقل کرده و به همین ترتیب سایر لوازم آتش افروزی خود را در سه نقطه در جنگل متمرکز می نماید: بیش از ٧٥ قبضه انواع اسلحه های سبک به هم راه چندین قبضه آر.پی.جی. و مهمات لازم برای "قیام" به کار گرفته می شود. این تعداد از اعضا و هواداران برای مدتی به آموزش و شناسایی مناطق مختلف جنگلی پرداخته و در سه اردوگاه متشکل می گردند. رهبران این عده که نام خود را "سربداران" می گذارند با این تصور واهی که در عرض چند روز آماده شده و تا آخر مهرماه می توانند در شهر آمل جرقه ی قیام خود را زده و "ارتش خلق" خود را برای قیام سراسری در ایران آماده گردانند به فعالیت های ضد انقلابی خود دست می یازند. لیکن علی رغم تمامی کوشش های مذبوحانه از هر راهی که به پیش می روند با بن بست مواجه می گردند. به هر حال، بعد از دو ماه این گروه به اصطلاح آماده ی
[١] روزنامه ی اطلاعات، ٩/١١/١٣٦١، صص ١١ و ١٢.