روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٧٣ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢٠ دی ١٣٦١ ٢٥ ربیع الاول ١٤٠٣ ١٠ ژانویه ١٩٨٣
١. عضویت در کمیته ی تهران و مسئول تحویل نشریات و ارتباطات داخلی سازمان. همچنین، مسئول ارتباط با پیک توزیع و پیک نشریات و عضویت در کمیته ی تبلیغات.
٢. نام برده در تشکیلات مسئولیت های بخش دانش آموزی را در شهرستان آغاجاری و بخش دانش آموزی شرق تهران و همچنین مسئولیت تشکیلاتی تیم های تبلیغاتی سازمان را به عهده داشته.
٣. کمک تسلیحاتی به تشکیلات که شامل ٣ قبضه اسلحه ی ژ٣؛ یک قبضه کلت؛ تعداد زیادی فشنگ و ٢ دستگاه بی سیم بوده است.
٤. اجاره نمودن یک شرکت پوششی در خیابان بهار شیراز تهران جهت برگزاری جلسات نشست اعضای کمیته ی تهران.
٥. استفاده از منزل مسکونی خود جهت نگاه داری سلاح ها و مهمات سازمان که به شرح زیر می باشد:
١٠ قبضه اسلحه ی ژ٣؛ ١٠ قبضه اسلحه ی کلاشینکف؛ ٦ قبضه موشک انداز آر.پپی.چی٧؛ یک دستگاه بی سیم ارتشی هم راه با قطعات آن؛ ١١ عدد گلوله ی آر.پی.جی٧؛ چندین عدد نارنجک تفنگی، حدود ٨٠ خشاب پر فشنگ های ژ٣ و کلاشینکف؛ تعداد زیادی فشنگ ژ٣ و کلاهخود و تسمه ی تفنگ که این سازمان توسط اعضای سازمان از جبهه های جنوب کشور به سرقت برده و تحت پوشش به وسیله ی یک کامیون به منزل متهم منتقل [کردند] تا پس از ارسال آن ها به جنگل بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گیرد.
٦. مشارکت مستقیم در ارسال سلاح ها و مهمات ذکرشده به جنگل.
٧. اعزام نیرو جهت تقویت تشکیلات سربداران که در این رابطه افرادی به نام های علی، مهدی، تورج و جعفر را از بخش های توزیع و تبلیغات اعزام داشته و همچنین یک بار ناصر بزرگ (حسین ریاحی) مسئول کل تشکیلات اتحادیه، به هم راه ٢ تن دیگر از مسئولین توسط متهم تا مدخل جنگل برده شده اند که در این موارد، متهم از همسر و فرزند خود به عنوان محمل استفاده می نموده است.
٨. تهیه ی احتیاجات غذایی مانند حبوبات، خرما و بنشن و ارسال آن ها به جنگل.
٩. استفاده از منزل خود جهت اختفای اعضا و هواداران و افراد متواری سازمان و آموزش نظامی به افراد خانواده ی خود (همسر، خواهر، برادر و...) که هر کدام به نحوی در رابطه با تشکیلات گروهک های ضد انقلاب فعالیت داشته اند.
قابل توجه است که نام برده در ارتباط با فعالیت های سازمانیش در مقاطع مختلف و مسئولیت های متعدد (ده ها) نفر را زیر رابطه ی خود داشته و نقش ویژه یی در به انحراف کشاندن قریب یک صد نفر دختر و پسر جوان در تهران و خوزستان و... داشته است. وی سالیانی چند در امریکا بوده و در آن جا نیز با این به اصطلاح جنبش هم کاری می نموده است.
همچنین، تا لحظه ی دست گیری در ارتباط مستقیم با تشکیلات بوده است.
با توجه به موارد اتهامی فوق، مجرمیت نام برده از نظر این دادسرا محرز و از محضر محترم دادگاه انقلاب اسلامی مرکز تقاضای صدور اشد مجازات را بر علیه مشارالیه می نمایم.
ایرج شیرعلی نیز چون بقیه ی متهمین، اتهامات مندرج در کیفرخواست را پذیرفت و با اعتراف به این که تمام اسلحه های ذکرشده در کیفرخواست به مدت ١٥ روز در منزل وی بوده، گفت: "قبل از حمله به آمل، حسین ریاحی (رهبر گروه) از من خواست تا تعدادی اسلحه را در ماشین جاسازی کنم و برای این که در جاده به ما مشکوک نشوند، خانواده ی خود را هم راه بردم و پس از پیاده کردن وی در بیست کیلومتری بابل، به تهران بازگشتم. "وی افزود: "چون اتحادیه ی کمونیست های ایران پیش بینی می کرد که یک کودتا در حال تکوین است، به اعضا دستور داده بود که به خانواده ی خود که هر کدام به نحوی به یکی از گروه ها وابسته بودند، آموزش نظامی بدهند." دادگاه ساعت ١٨ به عنوان تنفس تعطیل شد و ادامه ی محاکمه به صبح امروز موکول گردید.[١]
[١] مأخذ ١٤.