منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٩٣ - نمودن حال مثال
نجهد حكم بر كلّىّ يقينى [١] بود، و ليكن- مردمانى كه [٢] استقرا كنند چون بسيارى را- يا بيشتر را چنين يابند، حكم كنند بر همه. و اين نه ضرورىّ بود، زيرا [٣] كه شايد بودن- كه ناديده خلاف ديده بود، و [٤] صد هزار متّفق بوند- و يكى مخالف بود، چنان كه تمساح كه زفر زبرين را بجنباند، و [٥] زيرين نجنباند. و جدليّان و متكلّمان را يكى [٦] اعتماد برين است.
نمودن [٧] حال مثال
مثال سستتر از [٨] استقراست.
[١] - يقين- ه.
[٢] - بى: كه- ل.
[٣] - ازيرا- م- ك.
[٤] - بى: بود و- ه.
[٥] - كه زير زفر زبرين الخ- ق،- كه زفر بالا از برين را جنباند و زفر- م،- كه ذقن زيرين را بجنباند و- ل،- كه زفر الا ازين را جنباند و زفر- ك،- زنخ بالائين و زبرين جنباند و- د،- كه زير زنخ برين جنباند و- آ.
[٦] - متملكان را يكى- ق- ل،- آن باشد استقرا [كه] حكمى كنند بر موضوع كلى از آن جهت كه آن حكم در جزويات آن موضوع يافته باشند چنانكه گويند: هر حيوان بوقت خائيدن زنخ زيرين بجنباند. و اگر نتواند هر يك از جزويات برين حكم يافت تا هيچ فرد بيرون نرود، و حكم بر كلى يقينى باشد، و ليكن كسانى كه استقرا كنند، چون بسيارى- يا بيشتر چنين يابند حكم بر همه كنند و اين حكم ضرورى باشد.- زيرا كه شايد كه ناديده خلاف ديده باشد- و صد هزار متفق باشند و يكى مخالف باشد، چون تمساح در مثال مذكور كه زنخ بالا جنباند و زنخ زير نجنباند و جدليان و متكلمان را- ن.
[٧] - باز نمودن- ن.
[٨] - بى: از- آ،- بى: سستتر از- د،- و وى سستتر از- كب،- راست تر از- ط.