منطق دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٢٣ - مشهودات
كه [١] خداى قادر است بر محال، و عالم است- و دانا، بآن [٢] كه ورا يارست.
و بسيار مشهور بود كه [٣] دروغ صرف بود. و [٤] مشهورى از مشهورى قوىتر بود. و بعضى از [٥] مشهورات مر همه مردم را يكسان بود [٦]. چنان كه گويند [٧]: دروغ زشت است، و بعضى از مشهورات در ميان گروهى [٨] بود، چنان كه [٩] در ميان پزشكان ديگر بود، و اندر ميان منجمان ديگر، و [١٠] درودگران ديگر، و پيشه [١١] ديگر را ديگر [١٢]. و نقيض حق باطل بود، و نقيض مشهور شنيع.
و [١٣] بجمله مشهور آن بود كه عامّه مردم بپذيرند [١٤]، و ليكن آن كه [١٥]
[١] - بى: كه- ل.
[٢] - دانايان- د.
[٣] - او را ياد نيست، و بسيارى مشهور كه- ن.
[٤] - بى: و- د.
[٥] - بى: از- كب- ن.
[٦] - مشهورات در ميان كافه مردم مشهور بود- ن.
[٧] - بى: گويند- كب.
[٨] - بعضى در ميان گروهى مشهور بود- ن.
[٩] - كه گويند- آ.
[١٠] - بى: و- د.
[١١] - بى: ديگر- كب،- ديگر و بيشتر- ه.
[١٢] - و در ميان طبيبان بعضى از مقدمات مشهور بود، و در ميان منجمان مقدمات دگر، و ميان درودگران بعضى دگر، و در ميان اصحاب پيشه دگر بعضى دگر- ن.
[١٣] - بى: و- ه.
[١٤] - پذيرند- ط،- بپذيرد- د،- مىپذيرند- ن.
[١٥] - بى: آنكه- ن.