تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠ - تفسير در دل خدا مىگويند و با زبان بت!
بداند و اهل دقت و تحقيق باشد.
و آنها كه دل به اين زندگى مىبندند و به زرق و برق آن مفتون و دلخوش مىشوند كودكانى بيش نيستند، هر چند ساليان دراز از عمر آنها مىگذرد.
ضمنا بايد توجه داشت كه" حيوان" (بر وزن ضربان) به اعتقاد جمعى از مفسران و ارباب لغت به معنى حيات است (معنى مصدرى دارد) [١] اشاره به اينكه" سراى آخرت" عين زندگى و حيات است، گويى حيات از همه ابعاد آن مىجوشد، و چيزى جز" زندگى" در آن نيست!.
بديهى است قرآن هرگز نمىخواهد با اين تعبير ارزش مواهب الهى را در اين جهان نفى كند، بلكه مىخواهد با يك مقايسه صريح و روشن ارزش اين زندگى را در برابر آن زندگى مجسم سازد، علاوه بر اين به انسان هشدار دهد كه" اسير" اين مواهب نباشد، بلكه" امير" بر آنها گردد، و هرگز ارزشهاى اصيل وجود خود را با آنها معاوضه نكند.
" هنگامى كه بر كشتى سوار مىشوند خدا را با اخلاص كامل مىخوانند و غير او از نظرشان محو مىشود، اما هنگامى كه آنها را از طوفان و گرداب رهايى مىبخشد و به خشكى مىرساند باز مشرك مىشوند"! (فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ).
آرى شدائد و طوفانها زمينهساز شكوفايى فطرت آدمى است، چرا كه نور توحيد در درون جان همه انسانها نهفته است، آداب و رسوم خرافى، تربيتهاى
[١] اين كلمه در اصل از" حى" گرفته شده و" حييان" بوده كه ياء دوم تبديل به" واو" گشته و" حيوان" شده است.