تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٨ - تفسير طرز پاسخ مستكبران به ابراهيم (ع)
فرمان حق در اين دنيا تشكيل شده است، رنگ جاودانى به خود خواهد گرفت و در آنجا محكمتر مىشود، حتى از بعضى از روايات استفاده مىشود كه مؤمنان در آنجا براى يكديگر استغفار و شفاعت مىكنند، در حالى كه مشركان به لعن كردن يكديگر مشغولند [١]
" لوط" خود از پيامبران بزرگ خدا بود و با ابراهيم خويشاوندى نزديك داشت (مىگويند: پسر خواهر ابراهيم بود) از آنجا كه پيروى يك فرد بزرگ به منزله پيروى يك امت و ملت است، خداوند در اينجا مخصوصا از ايمان لوط آن شخصيت والاى معاصر ابراهيم سخن مىگويد: تا روشن شود اگر ديگران ايمان نياوردند مهم نبود.
البته به نظر مىرسد كه در سرزمين بابل دلهاى آمادهاى براى پذيرش دعوت ابراهيم بود و پس از مشاهده آن معجزه عظيم به او گرويدند، ولى مسلما در اقليت قرار داشتند.
سپس مىافزايد:" ابراهيم گفت: من به سوى پروردگارم هجرت مىكنم كه او عزيز و حكيم است" (وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).
روشن است هنگامى كه رهبران الهى رسالت خود را در يك منطقه به انجام رساندند و محيط آن قدر آلوده و تحت فشار جباران قرار داشت كه پيشرفت دعوت آنها را متوقف نمود، بايد از آنجا به منطقهاى ديگر هجرت كنند تا دعوت الهى را گسترش دهند.
[١] كتاب توحيد صدوق طبق نقل نور الثقلين ج ٤ ص ١٥٤.