تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢ - تفسير اشارهاى به سرگذشت نوح و ابراهيم
سپس ابراهيم ع به دلائل بطلان بت پرستى مىپردازد و با چند تعبير مختلف كه هر كدام متضمن دليلى است، آئين آنها را شديدا محكوم مىكند.
نخست مىگويد:" شما غير از خدا فقط بتهايى را مىپرستيد" (إِنَّما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً).
همان بتهايى كه مجسمههاى بيروحى هستند، مجسمههايى بى اراده، بى عقل و شعور و فاقد همه چيز كه چگونگى منظره آنها خود دليل گويايى بر بطلان عقيده بتپرستى است (توجه داشته باشيد" اوثان" جمع" وثن"- بر وزن صنم- به معنى سنگهايى است كه آن را مىتراشيدند و عبادت مىكردند).
بعد از اين فراتر مىرود و مىگويد: نه تنها وضع اين بتها نشان مىدهد كه معبود نيستند، بلكه شما نيز مىدانيد كه" خودتان دروغهايى به هم مىبافيد و نام معبود را بر اين بتها مىگذاريد" (وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً).
شما چه دليلى براى اين دروغ بزرگ داريد؟ جز يك مشت اوهام و خرافات!.
از آنجا كه" تخلقون" از ماده" خلق" است كه گاهى به معنى آفريدن و ساختن مىآيد و گاه به معنى دروغ گفتن، بعضى از مفسران تفسير ديگرى براى اين جمله غير از آنچه در بالا گفتيم ذكر كردهاند، و گفتهاند منظور اين است كه شما اين بتها (اين معبودهاى قلابى) را با دست خود مىتراشيد و خلق مىكنيد (بنا بر اين" افك" به معنى معبودهاى دروغين است و" خلق" به معنى تراشيدن) [١] سپس به دليل سومى مىپردازد كه پرستش شما نسبت به اين بتها يا به خاطر منافع مادى است و يا سرنوشتتان در جهان ديگر، و هر كدام باشد باطل است،
[١]" افك" در اصل به معنى هر چيزى است كه از صورت حقيقيش دگرگون شده است و لذا دروغ- مخصوصا دروغهاى بزرگ- را افك مىگويند، و همچنين بادهاى مخالف كه از مسير خود منحرف شده است" مؤتفكه" ناميده مىشود.