تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧ - نكته ١- آزمونها در چهرههاى مختلف
بهرهمندند و رفاه اجتماعى قابل ملاحظهاى دارند، در اينجا جاذبه نيرومند مرموزى آنها را به سوى اين نوع زندگى مىكشاند كه به قيمت زير پا نهادن همه اصولى كه به آن اعتقاد دارند و به قيمت تن دادن به ذلت وابستگى چنان زندگى را براى خود و جامعه خويش فراهم سازند، اين نيز يك نوع آزمون است.
مصيبتها، درد و رنجها، جنگ و نزاعها، قحطى و گرانى و تورم، حكومتهاى خودكامه، كه انسانها را به بردگى و اسارت خود دعوت مىكنند و آنها را به تسليم در برابر برنامههاى طاغوتى خود فرا مىخوانند، و بالآخره امواج نيرومند هواى نفس و شهوت، هر يك از اينها وسيله آزمايشى است بر سر راه بندگان خدا، و در همين صحنهها است كه ايمان و شخصيت و تقوى و پاكى و امانت و آزادگى افراد مشخص مىشود.
اما براى پيروزى در اين آزمونهاى سخت، جز تلاش و كوشش مستمر و تكيه بر لطف خاص پروردگار راهى نيست.
جالب اينكه در حديثى كه در اصول كافى از بعضى از معصومين در تفسير آيه أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ آمده چنين مىخوانيم:
يفتنون كما يفتن الذهب، ثم قال يخلصون كما يخلص الذهب!:
" آزمايش مىشوند همانگونه كه طلا در كوره آزمايش مىشود، و خالص مىشوند همانگونه كه فشار آتش ناخالصيهاى طلا را از بين مىبرد و آن را خالص مىكند" [١] به هر حال عافيتطلبانى كه گمان مىكنند همين اندازه كه اظهار ايمان كنند در صف مؤمنان قرار مىگيرند و در اعلى عليين بهشت همنشين پيامبران و صديقين و شهداء خواهند بود سخت در اشتباهند.
[١]" اصول كافى" طبق نقل تفسير نور الثقلين ج ٤ ص ١٤٨.