تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٤ - ١- چگونه همه اشياء فانى مىشوند؟
توحيد سازگار نيست گاهى به آيه فوق، و آيات مشابه آن، استدلال كردهاند، آنها مىگويند: قرآن صريحا از عبادت و پرستش غير خدا و اينكه نام كسانى را همراه نام خدا ببريم نهى كرده است فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً (سوره جن آيه ١٨).
در حالى كه منظور از اين گونه آيات مسلما اين نيست كه ما اشخاص ديگرى را صدا نزنيم، منظور همان چيزى است كه از كلمه" مع اللَّه" (با خدا) استفاده مىشود، يعنى اگر كسى كار خدا را از غير خدا بخواهد و او را مستقل در انجام آن بداند، مشرك است.
اما اگر ما همه قدرتها را مخصوص خدا بدانيم و كسى را با او همراه و مبدء اثر نشناسيم، ولى معتقد باشيم اولياء خدا به اذن و فرمان او شفاعت مىكنند و به آنها متوسل شويم كه در پيشگاه خدا براى ما شفاعت كنند، اين عين توحيد است و اين همان چيزى است كه مكرر در آيات قرآن به آن اشاره شده است.
آيا هنگامى كه برادران يوسف به پدر گفتند: يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا:" اى پدر براى ما از خداوند آمرزش بطلب" (سوره يوسف- ٩٧) اين شرك بود؟! يا هنگامى كه قرآن مىگويد: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً:" اگر آنها هنگامى كه به خود ستم مىكنند (و مرتكب گناهى مىشوند) نزد تو آيند و از خدا طلب آمرزش كنند و پيامبر نيز براى آنها استغفار كند، خدا را تواب و رحيم مىيابند" (نساء- ٦٤) دعوت به سوى شرك است؟! حقيقت شفاعت و توسل نيز چيزى جز اين نيست [١]
[١] براى توضيح بيشتر به جلد چهارم صفحه ٣٦٦ (ذيل آيه ٣٥ مائده) و جلد اول ذيل آيه ٤٨ سوره بقره مراجعه فرمائيد.