تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٠ - تفسير ثروتمند خود خواه بنى اسرائيل
مجازات الهى رهايى يابند؟
روشن ضميران بنى اسرائيل به قارون گفته بودند" ما آتاك اللَّه ..." (خدا اين مال و ثروت را به تو داده) اما اين بىادب جسور با اين سخن مقابله كرد و گفت:
" آنچه را دارم از علم خويش دارم" اما خداوند در جمله بالا كوچكى قدر و قوت او را در برابر اراده و مشيتش آشكار مىسازد.
و در پايان آيه با يك جمله كوتاه و پر معنى هشدار ديگرى به او مىدهد و مىفرمايد:" به هنگام نزول عذاب الهى، مجرمان از گناهانشان سؤال نمىشوند" اصلا مجالى براى پرسش و پاسخ نيست، عذابى است قاطع و دردناك و كوبنده و ناگهانى (وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ).
يعنى امروز آگاهان بنى اسرائيل به قارون نصيحت مىكنند و مجال انديشه و پاسخ به او مىدهند اما هنگامى كه اتمام حجت شد و عذاب الهى فرا رسيد، ديگر مجالى براى انديشه يا سخنان ناموزون و كبرآلود نيست، عذاب الهى همان و نابودى همان!.
در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه منظور از اين سؤال كه در مورد مجرمان نفى شده كدام سؤال است؟ در دنيا يا آخرت؟
بعضى از مفسران، اولى را انتخاب كردهاند، و بعضى دومى را، و مانعى ندارد كه هر دو مراد باشد، يعنى هم در موقع مجازات استيصال در دنيا از آنها سؤالى نمىشود تا بخواهند پشت هماندازى كنند و عذرتراشى نمايند و خود را بىگناه قلمداد كنند، و هم در قيامت، چرا كه در آنجا بدون سؤال همه چيز روشن است و به گفته قرآن، چهرهها خود گواهى بر وضع مجرمان مىدهد! (يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ) (سوره رحمن آيه ٤١) و به اين ترتيب آيه مورد بحث هماهنگ با آيه ٣٩ سوره رحمان است كه مىفرمايد:" فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌ:" در آن روز از هيچيك نه انسان و نه جن در باره گناهش سؤال