تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨ - ٢- پاسخ به چند سؤال در مورد ازدواج دختر شعيب با موسى
" پاسخ": از لحن آيه به خوبى برمىآيد كه مهريه واقعى هشت سال خدمت كردن بوده است و دو سال ديگر مطلبى بوده است موكول به اراده و ميل موسى.
ج: اصولا آيا مىتوان" كار و خدمات" را مهريه قرار داد؟ و چگونه مىتوان با چنين همسرى همبستر گرديد در حالى كه هنوز زمان پرداخت تمام مهريه او فرا نرسيده است و حتى قدرت بر پرداخت همه آن يك جا ندارد؟
" پاسخ": هيچ دليلى بر عدم جواز چنين مهرى وجود ندارد، بلكه اطلاقات ادله مهر در شريعت ما نيز هر چيزى را كه ارزش داشته باشد شامل مىشود، اين هم لزومى ندارد كه تمام مهر را يك جا بپردازند، همين اندازه كه تمام آن در ذمه شوهر قرار گيرد و زن مالك آن شود كافى است، اصل سلامت و استصحاب نيز حكم مىكند كه اين شوهر زنده مىماند و توانايى بر اداء اين خدمت را دارد.
د: اصولا چگونه ممكن است خدمت كردن به پدر، مهر دختر قرار داده شود؟ مگر دختر كالايى است كه او را به آن خدمت بفروشند؟ [١]" پاسخ": بدون شك شعيب از سوى دخترش در اين مساله احراز رضايت نموده و وكالت داشت كه چنين عقدى را اجرا كند، و به تعبير ديگر مالك اصلى در ذمه موسى، همان دختر شعيب بود، اما از آنجا كه زندگى همه آنها به صورت مشترك و در نهايت صفا و پاكى مىگذشت و جدايى در ميان آنها وجود نداشت (همانگونه كه هم اكنون در بسيارى از خانوادههاى قديمى يا روستايى ديده مىشود كه زندگى يك خانواده كاملا به هم آميخته است) اين مساله مطرح نبود، كه اداى اين دين چگونه بايد باشد، خلاصه اينكه مالك مهر تنها دختر است نه پدر و خدمات موسى نيز در همين طريق بود.
[١] مرحوم" محقق حلى" در" شرايع" مىگويد: يصح العقد على منفعة الحر كتعليم الصنعة و السورة من القرآن و كل عمل محلل و على اجارة الزوج نفسه مدة معينة- و مرحوم فقيه بزرگوار صاحب جواهر بعد از ذكر اين عبارت مىگويد:
وفاقا للمشهور (جواهر الكلام جلد ٣١ ص ٤).