تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - تفسير موسى مخفيانه به سوى مدين حركت مىكند
معروف شد، مىگويند نامش" حزقيل" بود و از خويشاوندان نزديك فرعون محسوب مىشد و آن چنان با آنها رابطه داشت كه در اين گونه جلسات شركت مىكرد.
او از وضع جنايات فرعون رنج مىبرد و در انتظار اين بود كه قيامى بر ضد او صورت گيرد، و او به اين قيام الهى بپيوندد.
ظاهرا چشم اميد به موسى دوخته بود و در چهره او سيماى يك مرد الهى انقلابى را مشاهده مىكرد، به همين دليل هنگامى كه احساس كرد او در خطر است با سرعت خود را به او رسانيد و موسى را از چنگال خطر نجات داد، و بعدا خواهيم ديد كه نه تنها در اين ماجرا، كه در ماجراهاى ديگر نيز تكيه گاهى براى موسى ع بود، و ديده تيزبينى براى بنى اسرائيل در قصر فرعون محسوب مىشد.
تمام قلب خود را متوجه پروردگار كرد و براى حل اين مشكل بزرگ دست به دامن لطف او زد و" گفت: پروردگار من مرا از اين قوم ظالم رهايى بخش" (قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ).
من مىدانم آنها ظالم و بيرحمند، و من به دفاع از مظلومان برخاستم و از ظالمان بيگانه بودم، و همانگونه كه من بقدر توانايى شر ظالمان را از مظلومان كوتاه كردهام تو نيز اى خداى بزرگ شر ظالمان را از من دفع نما.