تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩ - ٢- فلسفه سير در ارض
كه امروز بشر براى مطالعات خود به دست آورده، و آن اينكه پس از فرا گرفتن مسائل در كتابها دست شاگردان را مىگيرند و به سير در ارض و مطالعه شواهد عينى آنچه خواندهاند مىبرند.
البته امروز يك نوع ديگرى سير در ارض تحت عنوان" جهانگردى" از طرف تمدنهاى شيطانى براى جلب مال و ثروت حرام رائج شده است كه غالبا هدفهاى انحرافى دارد، مانند انتقال فرهنگهاى ناسالم، عياشى، هوسرانى، بى بند و بارى و سرگرميهاى ناسالم ديگر، اين همان جهانگردى ويرانگر است.
اسلام طرفدار آن نوع جهانگردى است كه وسيله انتقال فرهنگهاى سالم تراكم تجربهها، آگاهى از اسرار آفرينش در جهان انسانيت و جهان طبيعت، و گرفتن درسهاى عبرت از سرنوشت دردناك اقوام فاسد و ستمگر است.
ذكر اين نكته نيز بىتناسب نيست كه در اسلام نوع ديگرى از جهانگردى تحت عنوان" سياحت" مورد نهى واقع شده، چنان كه در حديثى مىخوانيم:
لا سياحة فى الاسلام:
" سياحت در اسلام نيست" [١] و منظور از آن زندگى كسانى است كه براى تمام عمر يا مدتى از زندگى اجتماعى به كلى جدا مىشدند و بىآنكه فعاليتى داشته باشند در روى زمين به حركت مىپرداختند و همچون رهبانها زندگى مىكردند و سربار اجتماع بودند.
به تعبير ديگر كار آنها" رهبانيت سيار" بود در مقابل رهبانهاى ثابتى كه در ديرها منزوى بودند و از جامعه بركنار، و از آنجا كه اسلام با رهبانيت و انزواى اجتماعى مخالف است اين نوع" سياحت" را نيز محكوم مىكند.
[١]" مجمع البحرين" ماده" سيح"- در حديث ديگرى در همين كتاب از پيامبر گرامى اسلام آمده است كه فرمود:
سياحة امتى الغزو و الجهاد:
" اگر امت من مىخواهند به زندگى مادى پشت كنند چرا به جهاد نروند چرا در بيابانها بيهوده بميرند".