تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥ - تفسير
يعنى پيروى از اين راه و رسم يا بايد به خاطر نداى فطرت باشد، يا حكم عقل، يا فرمان خدا، اما و جدان و فطرت آنها كه در شدائد و سختيها آشكار مىشود فرياد توحيد مىكشد، عقل نيز مىگويد بايد به سراغ كسى رفت كه" واهب النعم" است.
باقى مىماند حكم خدا كه در اين آيه مورد نفى قرار گرفته كه ما هرگز چنين دستورى به آنها ندادهايم، بنا بر اين آنها در اين اعتقاد خود به هيچ اصل قابل قبولى متكى نيستند.
" سلطان" به معنى چيزى است كه مايه سلطه و پيروزى مىگردد و در اينجا به معنى دليل محكم و قانع كننده است.
تعبير به" يتكلم" (سخن مىگويد) يك نوع تعبير مجازى است كه به هنگام روشن بودن يك دليل تعبير مىكنيم:" اين دليلى است گويا كه با انسان حرف مىزند".
بعضى از مفسران احتمال دادهاند كه" سلطان" در اينجا به معنى فرشتهاى است صاحب قدرت كه در اين صورت تكلم به معنى حقيقى خواهد بود، يعنى ما فرشتهاى كه پيامآور شرك باشد براى آنها نفرستاديم تا با آنها در اين زمينه سخن گويد.
ولى اين تفسير روشنتر است.