تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨ - تفسير هجرتى بايد كرد!
خود قرار مىدهد.
در زمينه ديدگاه اسلام در مساله مهاجرت، و رواياتى كه در اين زمينه رسيده، شرح مبسوطى در جلد چهارم صفحه ١٩٠ به بعد (ذيل آيه ١٠٠ سوره نساء) داشتيم.
تعبير به جمله" يا عبادى"! محبت آميزترين تعبيرى است كه از ناحيه خداوند به بندگان مىشود، تاج افتخارى است حتى برتر از مقام رسالت و خلافت همانگونه كه همواره در تشهد نماز آن را مقدم بر رسالت مىشمريم و مىگوئيم" اشهد ان محمدا عبده و رسوله".
جالب اينكه هنگامى كه خداوند آدم را آفريد او را به لقب" خليفة اللهى" مفتخر فرمود، اما شيطان باز از وسوسه او مايوس نشد، و به سراغ آدم آمد، و شد آنچه شد، ولى هنگامى كه او را به مقام عبوديت ستود شيطان در برابر او زانو زد و گفت: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ:" به عزتت سوگند كه همه فرزندان آدم را اغوا مىكنم، مگر بندگان مخلص تو" (سوره ص آيه ٨٢ و ٨٣).
حتى خداوند نيز اين موضوع را تضمين فرموده: إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ" تو هرگز بر بندگان من سلطه نخواهى يافت" (سوره حجر آيه ٤٢).
بنا بر اين مقام عبوديت خالص حتى از مقام خلافت الهى در زمين برتر و بالاتر است.
از آنچه گفتيم بخوبى روشن شد كه منظور از" عباد" در آيه مورد بحث همه انسانها نيست بلكه انسانهاى مؤمن است و جمله" الذين آمنوا" به عنوان تاكيد و توضيح ذكر شده است [١]
[١] جمله" فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ" در حقيقت عطف بر جزاى جمله شرطيهاى است كه محذوف مىباشد، و در تقدير چنين است" ان ضاقت بكم الارض فاهجروا منها الى الأخرى و اياى اعبدون".