تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - تفسير در آغوش فرعون!
به نظر مىرسد كه فرعون از چهره نوزاد و نشانههاى ديگر- از جمله گذاردن او در صندوق و رها كردنش در امواج نيل- دريافته بود كه اين نوزاد از بنى اسرائيل است، ناگهان كابوس قيام يك مرد بنى اسرائيلى و زوال ملك او به دست آن مرد بر روح او سايه افكند، و خواهان اجراى قانون جنايتبارش در باره نوزادان بنى اسرائيل در اين مورد شد!.
اطرافيان متملق و چاپلوس نيز فرعون را در اين طرز فكر تشويق كردند و گفتند دليل ندارد كه قانون در باره اين كودك اجرا نشود؟! اما" آسيه" همسر فرعون كه نوزاد پسرى نداشت و قلب پاكش كه از قماش درباريان فرعون نبود كانون مهر اين نوزاد شده بود در مقابل همه آنها ايستاد و از آنجا كه در اين گونه كشمكشهاى خانوادگى غالبا پيروزى با زنان است او در كار خود پيروز شد؟
و اگر داستان شفاى دختر فرعون نيز به آن افزوده شود دليل پيروزى آسيه در اين درگيرى روشنتر خواهد شد.
ولى قرآن با يك جمله كوتاه و پر معنى در پايان آيه مىگويد:" آنها نمىدانستند چه مىكنند" (وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ).
آرى آنها نمىدانستند كه فرمان نافذ الهى و مشيت شكستناپذير خداوند بر اين قرار گرفته است كه اين نوزاد را در مهمترين كانون خطر پرورش دهد،