تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - تفسير در آغوش فرعون!
نوزاد گذاشت، و آخرين شير را به او داد، سپس او را در آن صندوق مخصوص كه همچون يك كشتى كوچك قادر بود بر روى آب حركت كند گذاشت و آن را روى امواج نهاد.
امواج خروشان نيل صندوق را به زودى از ساحل دور كرده، مادر در كنار ايستاده بود و اين منظره را تماشا مىنمود، در يك لحظه احساس كرد قلبش از او جدا شده و روى امواج حركت مىكند، اگر لطف الهى قلب او را آرام نكرده بود، فرياد مىكشيد و همه چيز فاش مىشد!.
هيچكس نمىتواند دقيقا حالت اين مادر را در آن لحظات حساس ترسيم كند، ولى آن شاعره فارسى زبان تا حدودى اين صحنه را در اشعار زيبا و با روحش مجسم ساخته است، مىگويد:
|
مادر موسى چو موسى را به نيل |
در فكند از گفته رب جليل |
|
|
خود ز ساحل كرد با حسرت نگاه |
گفت كاى فرزند خرد بى گناه! |
|
|
گر فراموشت كند لطف خداى |
چون رهى زين كشتى بى ناخداى! |
|
|
وحى آمد كاين چه فكر باطل است! |
رهرو ما اينك اندر منزل است! |
|
|
ما گرفتيم آنچه را انداختى! |
دست حق را ديدى و نشناختى! |
|
|
سطح آب از گاهوارش خوشتر است |
دايهاش سيلاب و موجش مادر است! |
|
|
رودها از خود نه طغيان مىكنند |
آنچه مىگوئيم ما آن مىكنند! |
|
|
ما به دريا حكم طوفان مىدهيم |
ما به سيل و موج فرمان مىدهيم! |
|
|
نقش هستى نقشى از ايوان ما است |
خاك و باد و آب سرگردان ما است |
|
|
به كه برگردى به ما بسپاريش |
كى تو از ما دوستر مىداريش؟! [١] |