تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٤ - تفسير آزمايش الهى يك سنت جاويدان
نخست مىگويد:" آيا مردم گمان كردند همين اندازه كه اظهار ايمان كنند و شهادت به توحيد و رسالت پيامبر دهند به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمىشوند"؟! (أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ) [١]
آنها را نيز در كورههاى سخت امتحان افكنديم، آنها نيز همچون شما در فشار دشمنان بيرحم و جاهل و بيخبر و متعصب و لجوج قرار داشتند، هميشه ميدان امتحان باز بوده و گروهى در اين ميدان شركت داشتهاند.
بايد هم چنين باشد چرا كه در مقام ادعا هر كس مىتواند خود را برترين مؤمن، بالاترين مجاهد، و فداكارترين انسان معرفى كند، بايد وزن و قيمت و ارزش اين ادعاها از طريق آزمون روشن شود، بايد معلوم گردد تا چه اندازه نيات درونى و آمادگيهاى روحى با اين گفتهها هماهنگ يا ناهماهنگ است؟
آرى" بايد خدا بداند چه كسانى راست مىگويند، و چه كسانى دروغگو هستند" (فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ).
[١]" يفتنون" از ماده" فتنه" در اصل به معنى گذاشتن طلا در آتش براى شناخته شدن ميزان خلوص آن است، سپس به هر گونه آزمايش ظاهرى و معنوى اطلاق شده است (براى توضيح بيشتر به جلد ٢ صفحه ١٧ مراجعه شود).