تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - تفسير
لذا در آيه بعد مىفرمايد:" در اين هنگام همه اخبار بر آنها پوشيده و پنهان مىماند" و هيچ پاسخى براى گفتن در اختيار ندارند (فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنْباءُ يَوْمَئِذٍ).
" حتى نمىتوانند از يكديگر سؤالى كنند" و پاسخى از هم بشنوند (فَهُمْ لا يَتَساءَلُونَ).
قابل توجه اينكه نسبت عمى و نابينايى در آيه فوق به خبرها داده شده نه به خود آنها، نمىگويد آنها نابينا مىشوند، بلكه مىگويد:" خبرها از پيدا كردن آنها نابينا هستند"! زيرا بسيار مىشود كه انسان خود از چيزى با خبر نيست اما گويى خبر دهن به دهن مىگردد و به سراغ او مىآيد، همانگونه كه بسيارى از اخبار اجتماعى از همين طريق پخش مىشود، اما در آنجا نه افراد، آگاهى دارند و نه خبرها، قابليت نشر! و به اين ترتيب همه خبرها بر آنها پوشيده مىشود، هيچ پاسخى در برابر اين سؤال كه جواب پيامبران را چه داديد پيدا نمىكنند و سكوتى مطلق سر تا پاى آنها را فرا مىگيرد.
بنا بر اين راه نجات شما در سه جمله خلاصه مىشود: بازگشت به سوى خدا ايمان و عمل صالح، كه به دنبال آن مسلما نجات و فلاح و رستگارى است.
تعبير به" عسى" (اميد است) با اينكه كسى كه داراى ايمان و عمل صالح باشد حتما اهل فلاح و رستگارى است، ممكن است به خاطر اين باشد كه اين