تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - تفسير آنها هواى نفس خويش را مىپرستيدند
در پاسخ عاجز مىمانند، به آنان" گفته مىشود شما معبودهايتان را كه شريك خدا مىپنداشتيد بخوانيد" تا به يارى شما برخيزند! (وَ قِيلَ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ) [١] آنها با اينكه مىدانند در آنجا كارى از دست معبودان ساخته نيست، بر اثر شدت وحشت و كوتاه شدن دستشان از همه جا، و يا به خاطر اطاعت فرمان خدا كه مىخواهد با چنين كارى مشركان و معبودان گمراه را در برابر همگان رسوا سازد،" دست تقاضا به سوى معبودانشان دراز مىكنند و آنها را به كمك مىخوانند (فَدَعَوْهُمْ).
ولى پيدا است" جوابى به آنها نمىدهند" و دعوت آنها را لبيك نمىگويند (فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ) در اين هنگام است كه" عذاب الهى را در برابر چشم خود مىبينند" (وَ رَأَوُا الْعَذابَ).
" و آرزو مىكنند كه اى كاش هدايت يافته بودند" (لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ) [٢]
[١] تعبير به" شركائكم" با اينكه اين شريكها را براى خدا قائل بودند اشاره به اين است كه اين شريكها را شما ساختيد و تعلق به شما دارد.
[٢] مفسران بزرگ بحثهاى دامنهدارى در اينجا در مورد جمله" لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ" كردهاند، گروه زيادى" لو" را حرف شرط دانستهاند و سپس در باره جزاى آن به گفتگو پرداختهاند، بعضى جواب آن را جملهاى مىدانند كه از" رأوا العذاب" استفاده مىشود، و تقدير را چنين گرفتهاند" لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ لرأوا العذاب فى الدنيا بعين اليقين" (شبيه آيه" لترون الجحيم"- تكاثر آيه ٦) و بعضى تقدير را چنين گرفتهاند" لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ فى الدنيا لما رأوا العذاب فى الآخرة" و بعضى ديگر جزاهاى ديگرى در تقدير گرفتهاند اما بعضى معتقدند كه اصلا جواب شرط محذوف نيست و جمله" رأوا العذاب" را جواب شرط مىدانند، بنا بر اين مفهوم جمله چنين مىشود: كه اگر آنها در روز قيامت چشم بينا داشتند و هدايت مىشدند عذاب را مىديدند ولى چشم بينا ندارند.
ولى در ما وراى همه اين معانى معنى ديگرى است كه ما در بالا آن را ترجيح داديم و آن اينكه" لو" براى تمنى باشد شرح بيشتر آن را در كتب ادبى از جمله" مغنى اللبيب" مىتوانيد مطالعه فرمائيد.