تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - سرانجام كار يوسف و يعقوب و برادران
مگر نه اين است كه در خواب ديده بودم خورشيد و ماه، و يازده ستاره در برابر من سجده كردند.
ببين همانگونه كه تو پيش بينى مىكردى" خداوند اين خواب را به واقعيت مبدل ساخت" (قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا).
" و پروردگار به من لطف و نيكى كرد، آن زمانى كه مرا از زندان خارج ساخت" (وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ).
جالب اينكه درباره مشكلات زندگى خود فقط سخن از زندان مصر مىگويد اما بخاطر برادران، سخنى از چاه كنعان نگفت! سپس اضافه كرد" خداوند چقدر به من لطف كرد كه شما را از آن بيابان كنعان به اينجا آورد بعد از آنكه شيطان در ميان من و برادرانم فسادانگيزى نمود" (وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي).
باز در اينجا نمونه ديگرى از سعه صدر و بزرگوارى خود را نشان مىدهد و بىآنكه بگويد مقصر چه كسى بوده، تنها به صورت سربسته مىگويد: شيطان در اين كار دخالت كرد و عامل فساد شد، چرا كه او نمىخواهد از گذشته خطاهاى برادران شكايت كند.
تعبير از سرزمين كنعان به" بيابان" (بدو) نيز جالب است و روشنگر تفاوت تمدن مصر نسبت به كنعان مىباشد.
سرانجام مىگويد همه اين مواهب از ناحيه خدا است،" چرا كه پروردگارم كانون لطف است و هر چيز را بخواهد لطف مىكند" كارهاى بندگانش را تدبير و مشكلاتشان را سهل و آسان مىسازد (إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِما يَشاءُ).
او مىداند چه كسانى نيازمندند، و نيز چه كسانى شايستهاند،" چرا كه او عليم و حكيم است" (إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ).