تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥ - ٣- نخستين و آخرين سخن، توحيد است
توحيد تشكيل مىدهد.
نه تنها توحيد در" معبود" و" اله" كه توحيد در هدف، و توحيد در صفوف مبارزه، و توحيد در برنامهها، همگى پايههاى اصلى را مشخص مىكند، و اتفاقا گرفتارى بزرگ ما مسلمانان امروز نيز در همين است كه توحيد را عملا از اسلام حذف كرديم.
كشورهاى عربى كه زادگاه اسلام است، متاسفانه غالبا به دنبال شعارهاى شركآلود نژادپرستى، و مجد عربى، و حيات عروبت، و عظمت عرب، افتادهاند، و كشورهاى ديگر هر كدام براى خود بتى از اين قبيل ساخته و رشته توحيد اسلامى را كه زمانى شرق و غرب جهان را به هم پيوند مىداد به كلى از هم گسستهاند، و آن چنان در خود فرو رفته و از خود بيگانه شدهاند كه جنگ و ستيزشان با يكديگر بيش از جنگ و ستيزشان با دشمنان قسم خورده است.
چقدر ننگآور است كه بشنويم آمار كشته شدگان جنگهاى داخلى كشورهاى عربى به مراتب بيش از آمار قربانيان آنها در مبارزه با صهيونيسم اسرائيل بوده است.
تازه چنين دشمن مشترك و خطرناكى را دارند و اينهمه پراكندهاند واى اگر پاى اين دشمن در ميان نبود، آن روز چه مىشد؟! بگذاريد صريحتر بگوئيم به هنگامى كه اين بخش از تفسير را مىنويسيم دولت عراق كه تا كنون يك گلوله به سربازان اسرائيل شليك نكرده چنان بى رحمانه به بهانه كوچكى (بهانه اختلاف مرزى كه مسلما از طريق مذاكره قابل حل است) به كشور جمهورى اسلامى ايران حمله كرده كه گويى اين دو ملت نه همسايه يكديگرند، نه ارتباط فرهنگى دارند، و نه پيوند عميق دينى.
و از آن طرف مىبينيم دشمن مشترك (صهيونيسم) شادىكنان مىگويد: