تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨ - تفسير توطئههاى ستمگران بجايى نمىرسد!
" قطران" كه گاهى در لغت به فتح قاف و سكون طاء و يا به كسر قاف و سكون طاء خوانده شده، به معنى مادهاى است كه از درختى به نام ابهل مىگيرند كه آن را مىجوشانند تا سفت شود، و به هنگام بيمارى" جرب" به بدن شتر ميمالند و معتقد بودند با سوزشى كه دارد ماده بيمارى جرب را از بين مىبرد، و به هر حال جسمى است سياه رنگ، بد بو و قابل اشتعال [١] و [٢] و به هر حال مفهوم جمله" سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ" اين است كه به جاى لباس، بدنهاى آنها را از نوعى ماده سياهرنگ بد بوى قابل اشتعال مىپوشانند، لباسى كه هم زشت و بد منظر است و هم بد بو، و هم خود قابل سوختن و شعلهور شدن و با داشتن اين عيوب چهارگانه بدترين لباس محسوب مىشود چرا كه لباس را براى آن مىپوشند كه زينت باشد و هم انسان را از گرما و سرما حفظ كند، اين لباس به عكس همه لباسها هم زشت است و هم سوزاننده و آتش زننده است! اين نكته نيز قابل توجه است كه مجرمان با تلبس به لباس گناه در اين جهان هم خويشتن را در پيشگاه خدا رو سياه مىكنند و تعفن گناه آنها جامعه را آلوده مىسازد، و هم اعمال آنها باعث شعلهور شدن آتش فساد است در خودشان و در جامعهاى كه در آن زندگى مىكنند، و اين قطران كه در جهان ديگر لباس آنها را تشكيل مىدهد گويى تجسمى است از اعمال آنان در اين جهان.
و اگر مىبينيم در آيه فوق مىگويد: شعلههاى آتش صورت آنها را مىپوشاند به اين دليل است كه وقتى لباس قطران شعلهور شد نه تنها اندام بلكه صورتشان هم كه به قطران آلوده نيست در ميان شعلههاى آن مىسوزد.
[١] تفسير كبير فخر رازى جلد ١٩ صفحه ١٤٨.
[٢] فريد وجدى در دائرة المعارف در ماده قطران مىگويد مايعى است كه به هنگام تقطير كردن زغال سنگ براى بدست آوردن گاز مخصوصى از آن بدست مىآيد و قطران نباتى، از بعضى از درختان به دست مىآيد.