تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣ - تفسير سرانجام كفران نعمتها
همچون وجود پيامبر كه نعمتى بالاتر از آن نبوده است در دامانشان قرار گرفت كه مىتوانستند با استفاده از آن در مسير سعادت، يك شبه ره صد ساله را طى كنند، اما تعصب كوركورانه و لجاجت و خودخواهى و خودپرستى سبب شد كه اين بزرگترين نعمت را كنار گذارند، نه تنها خودشان كه قومشان را نيز در اين عمل وسوسه كنند و هلاكت و بدبختى را براى آنها به ارمغان آورند.
گرچه مفسران بزرگ به پيروى از رواياتى كه در منابع اسلامى وارد شده گاهى اين نعمت را به وجود پيامبر ص تفسير كردهاند، و گاهى به ائمه اهل بيت ع و كفران كنندگان اين نعمت را گاهى" بنى اميه" و" بنى مغيرة" و گاهى همه كفار عصر پيامبر ص معرفى نمودهاند، ولى مسلما مفهوم آيه وسيع است و اختصاص به گروه معينى ندارد و همه كسانى را كه نعمتى از نعمتهاى خدا را كفران كنند شامل مىشود.
ضمنا آيه فوق اين واقعيت را ثابت مىكند كه استفاده از نعمتهاى الهى، و مخصوصا نعمت رهبرى پيشوايان بزرگ كه از مهمترين نعمتها است، نتيجه و ثمرهاش عائد خود انسان مىشود، و كفران اين نعمتها و پشت كردن به اين رهبرى پايانى جز هلاكت و سرنگون شدن به دار البوار ندارد.
[١]" يصلون" از ماده" صلى" به معنى آتش افروختن و به آتش سوختن و مبتلا به آتش شدن و با آتش كباب كردن آمده است.