تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - ٥- توسل جايز است
دادهاند كه يعقوب نور چشم خود را به كلى از دست نداده بود بلكه چشمانش ضعيف شده بود و به هنگام فرا رسيدن مقدمات وصال آن چنان انقلاب و هيجانى به او دست داد كه به حال نخست بازگشت، ولى ظاهر آيات قرآن نشان مىدهد كه او به كلى نابينا و حتى چشمانش سفيد شده بود، بنا بر اين بازگشت بينائيش از طريق اعجاز صورت گرفت، قرآن مىگويد: فَارْتَدَّ بَصِيراً.
٤- وعده استغفار-
در آيات فوق مىخوانيم كه يوسف در برابر اظهار ندامت برادران گفت" يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ": خداوند شما را بيامرزد" ولى يعقوب به هنگامى كه آنها نزد او اعتراف به گناه و اظهار ندامت كردند و تقاضاى استغفار نمودند، مىگويد:" بعدا براى شما استغفار خواهم كرد" و همانگونه كه در روايات وارد شده هدفش اين بوده است كه انجام اين تقاضا را به سحرگاهان شب جمعه كه وقت مناسبترى براى اجابت دعا و پذيرش توبه است، به تاخير اندازد. [١] اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه چرا يوسف بطور قطع به آنها پاسخ گفت و اما پدر موكول به آينده كرد.
ممكن است اين تفاوت به خاطر آن باشد كه يوسف از امكان آمرزش و اينكه اين گناه قابل بخشش است سخن مىگفت، ولى يعقوب از فعليت آن و اينكه چه بايد كرد كه اين آمرزش تحقق يابد، بحث مىكرد (دقت كنيد).
٥- توسل جايز است-
از آيات فوق استفاده مىشود كه تقاضاى استغفار از ديگرى نه تنها منافات با توحيد ندارد، بلكه راهى است براى رسيدن به لطف پروردگار، و گرنه چگونه ممكن بود يعقوب پيامبر، تقاضاى فرزندان را دائر به استغفار براى آنان بپذيرد، و به توسل آنها پاسخ مثبت دهد.
[١] در تفسير قرطبى مىخوانيم كه هدفش اين بود كه در شب جمعهاى كه مصادف با روز عاشورا بود براى آنها استغفار كند! (تفسير قرطبى جلد ٦ صفحه ٣٤٩١).