تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠ - گفتگو با آزر
اما هنگامى كه غروب كرد، صدا زد اى قوم من از شريكهايى كه شما براى خدا مىسازيد بيزارم! اينها همه افول و غروب دارند.
اينها همه دستخوش تغيير و اسير دست قوانين آفرينشاند، و هرگز از خود اراده و اختيارى ندارند، تا چه رسد به اينكه خالق و گرداننده اين جهان باشند.
من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريده، من در ايمان خود به او خالص و ثابتقدمم و هرگز از مشركان نخواهم بود (سوره انعام آيه ٧٥ تا ٧٩).
ابراهيم اين مرحله از مبارزه خود را با بت پرستان، به عاليترين صورتى پشت سر گذاشت، و توانست عدهاى را بيدار و حد اقل عده ديگرى را در شك و ترديد فرو برد.
چيزى نگذشت اين زمزمه در آن منطقه پيچيد، اين جوان كيست كه با اين منطق گويا و بيان رسا در دلهاى توده مردم راه باز مىكند؟!
گفتگو با آزر
در يك مرحله ديگر ابراهيم با عمويش" آزر" وارد بحث شد و با عباراتى بسيار محكم، رسا و توأم با محبت و گاهى توبيخ، در زمينه بت پرستى به او هشدار داد، و به او گفت.
چرا چيزى را مىپرستى كه نمىشنود و نمىبيند و نه هيچ مشكلى را درباره تو حل مىكند؟
تو اگر از من پيروى كنى، من ترا به راه راست هدايت مىكنم، من از اين مىترسم كه اگر از شيطان پيروى كنى مجازات الهى دامنت را بگيرد.
حتى هنگامى كه عمويش در مقابل اين نصايح، او را تهديد به سنگسار