تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٤ - ٤- آيا مخترعان و مكتشفان پاداش الهى دارند؟
و انگيزهاى صد در صد انسانى و روحانى.
اكنون بايد پرونده اين مردان بزرگ را، هم از نظر عمل، هم از نظر انگيزه و محرك، مورد بررسى قرار داد، و مسلما از چند صورت خارج نيست:
الف: گاهى هدف اصلى از اختراع صرفا يك عمل تخريبى است (همانند كشف انرژى اتمى كه نخستين بار به منظور ساختن بمبهاى اتمى صورت گرفت) سپس در كنار آن منافعى براى نوع انسان نيز به وجود آمده كه هدف واقعى مخترع يا مكتشف نبوده و يا در درجه دوم قرار داشته است، تكليف اين دسته از مخترعان كاملا روشن است.
ب: گاهى مخترع يا مكتشف، هدفش بهرهگيرى مادى و يا اسم و آوازه و شهرت است و در حقيقت، حكم تاجرى دارد كه براى در آمد بيشتر تاسيسات عام المنفعهاى به وجود مىآورد و براى گروهى ايجاد كار و براى مملكتى محصولاتى به ارمغان مىآورد، بىآنكه هيچ هدفى جز تحصيل در آمد داشته باشد، و اگر كار ديگرى در آمد بيشترى داشت به سراغ آن مىرفت.
البته چنين تجارت يا توليدى اگر طبق موازين مشروع انجام گيرد، كار خلاف و حرامى نيست، ولى عمل فوق العاده مقدسى هم محسوب نمىشود.
و از اينگونه مخترعان و مكتشفان در طول تاريخ كم نبودند و نشانه اين طرز تفكر همان است كه اگر ببينند آن در آمد يا بيشتر از آن از طرقى كه مضر به حال جامعه است تامين مىشود (مثلا در صنعت داروسازى بيست درصد سود مىبرند و در هروئينسازى ٥٠ درصد) اين دسته خاص دومى را ترجيح مىدهند.
تكليف اين گروه نيز روشن است آنها هيچگونه طلبى نه از خدا دارند و نه از همنوعان خويش و پاداش آنها همان سود و شهرتى بوده كه مىخواستهاند و به آن رسيدهاند.
ج: گروه سومى هستند كه مسلما انگيزههاى انسانى دارند و يا اگر