تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - تفسير
اين راه) انجام شد (و خاطرش تسكين يافت) و او از بركت تعليمى كه ما به او دادهايم علم فراوانى دارد در حالى كه اكثر مردم نمىدانند.
تفسير:
سرانجام برادران يوسف پس از جلب موافقت پدر، برادر كوچك را با خود همراه كردند و براى دومين بار آماده حركت به سوى مصر شدند، در اينجا پدر، نصيحت و سفارشى به آنها كرد" گفت: فرزندانم! شما از يك در وارد نشويد، بلكه از درهاى مختلف وارد شويد" (وَ قالَ يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ).
و اضافه كرد" من با اين دستور نمىتوانم حادثهاى را كه از سوى خدا حتمى است از شما برطرف سازم" (وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ).
ولى يك سلسله، حوادث و پيش آمدهاى ناگوار است كه قابل اجتناب مىباشد و حكم حتمى الهى درباره آن صادر نشده، هدف من آن است كه آنها از شما بر طرف گردد و اين امكان پذير است.
و در پايان گفت:" حكم و فرمان مخصوص خدا است" (إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ).
" بر خدا توكل كردم" (عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ).
و" همه متوكلان بايد بر او توكل كنند، و از او استمداد بجويند و كار خود را به او واگذارند" (وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ).
بدون شك پايتخت مصر، در آن روز مانند هر شهر ديگر، ديوار و برج و بارو داشت و دروازههاى متعدد، اما اينكه چرا يعقوب، سفارش كرد، فرزندانش از يك دروازه وارد نشوند، بلكه تقسيم به گروههايى شوند و هر گروهى از يك دروازه وارد شود، دليل آن در آيه فوق ذكر نشده، گروهى از مفسران گفتهاند:
علت آن دستور اين بوده كه برادران يوسف، هم از جمال كافى بهرهمند بودند (گر چه