تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧ - تفسير آيا در خدا شك است؟
چرا كه" ما در باره آنچه شما ما را به سوى آن دعوت مىكنيد، شك و ترديد داريم" و با اين شك و ترديد چگونه امكان دارد، دعوت شما را بپذيريم! (وَ إِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنا إِلَيْهِ مُرِيبٍ).
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه آنها نخست ابراز كفر و بىايمانى نسبت به پيامبران كردند، ولى به دنبال آن، اظهار داشتند كه ما در شكيم و با كلمه" مريب" نيز آن را تكميل نمودند اين دو چگونه با هم سازگار است؟
پاسخ اين است كه بيان ترديد در حقيقت علتى است براى عدم ايمان زيرا ايمان آوردن نياز به يقين دارد، و شك مانع آن است.
" پيامبرانشان به آنان گفتند آيا در وجود خدايى كه آفريننده آسمانها و زمين است شكى است"؟! (قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)" فاطر" گر چه در اصل به معنى" شكافنده" است، ولى در اينجا كنايه از" آفريننده" مىباشد، آفرينندهاى كه با برنامه حساب شدهاش چيزى را مىآفريند و سپس آن را حفظ و نگهدارى مىكند، گويى ظلمت عدم با نور هستى به بركت وجودش از هم شكافته مىشود، همانگونه كه سپيده صبح پرده تاريك شب را مىدرد، و همانگونه كه شكوفه خرما غلافش را از هم مىشكافد و خوشه نخل از آن سر بر مىآورد (و لذا عرب به آن" فطر" (بر وزن شتر) مىگويد).
اين احتمال نيز وجود دارد كه" فاطر" اشاره به شكافتن توده ابتدايى ماده جهان باشد كه در علوم روز مىخوانيم كه مجموع ماده عالم يك واحد به هم پيوسته بود سپس شكافته شد و كرات آشكار گشت.