تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - ترجمه
خوردن و عهد الهى بستن كافى بوده است كه بنيامين را بدست آنها بسپارد؟
پاسخ اين است كه مسلما عهد و سوگند به تنهايى كافى نبود ولى شواهد و قرائن نشان مىداده كه اين بار، يك واقعيت مطرح است، نه توطئه و فريب و دروغ، بنا بر اين عهد و سوگند به اصطلاح براى محكم كارى و تاكيد بيشتر بوده است، درست مثل اينكه در عصر و زمان خود مىبينيم كه از رجال سياسى مانند رئيس جمهور و نمايندگان مجلس، سوگند وفادارى در راه انجام وظيفه ياد مىكنند، بعد از آنكه در انتخاب آنها دقت كافى به عمل مىآورند.
[سوره يوسف (١٢): آيات ٦٧ تا ٦٨]
وَ قالَ يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ (٦٧) وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ ما كانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (٦٨)
ترجمه:
٦٧- (هنگامى كه مىخواستند حركت كنند، يعقوب) گفت فرزندان من! از يك در وارد نشويد، بلكه از درهاى متفرق وارد گرديد و (من با اين دستور) نمىتوانم حادثهاى را كه از سوى خدا حتمى است از شما دفع كنم، حكم و فرمان تنها از آن خدا است بر او توكل كردهام و همه متوكلان بايد بر او توكل كنند.
٦٨- و هنگامى كه از همان طريق كه پدر به آنها دستور داده وارد شدند اين كار هيچ حادثه حتمى الهى را نمىتوانست از آنها دور سازد جز حاجتى در دل يعقوب (كه از