تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩ - شان نزول
شان نزول:
مفسران گفتهاند كه آيه نخست در صلح حديبيه در سال ششم هجرت نازل شده است، در آن هنگام كه مىخواستند صلح نامه را بنويسند، پيامبر ص به على ع فرمود: بنويس" بسم اللَّه الرحمن الرحيم ..."" سهيل بن عمرو" و ساير مشركان، گفتند ما" رحمان" را نمىشناسيم! تنها يك" رحمان" داريم و آن در يمامه است (مقصودشان مسيلمه كذاب بود كه دعوى نبوت داشت) بلكه بايد بنويسى" باسمك اللهم" همانگونه كه در زمان جاهليت مىنوشتند، سپس پيامبر ص به على ع فرمود: بنويس" اين صلحنامهاى است كه محمد رسول اللَّه ص ..." مشركان قريش گفتند: اگر تو رسول خدا بودى و ما با تو جنگ مىكرديم و راه خانه خدا را بر تو مىبستيم، بسيار ستمكار بوديم (دعوا در همين رسالت تو است) و لكن بنويس اين صلحنامه محمد بن عبد اللَّه است! ...
در اين هنگام ياران پيامبر ص برآشفتند و گفتند: اجازه بده ما با اينها پيكار كنيم، پيامبر ص فرمود: نه، همانگونه كه اينها مىخواهند بنويس، در اين هنگام آيه فوق نازل شد، و در مورد لجاجت و بهانهگيرى و مخالفت آنها با نام" رحمان" كه از اوصاف قطعى خداوند است آنها را شديدا سرزنش كرد.
اين شان نزول در صورتى صحيح است كه ما اين سوره را" مدنى" بدانيم تا با داستان صلح حديبيه سازگار باشد، اما اگر- آن چنان كه مشهور است-" مكى" بدانيم نوبت به اين بحث نمىرسد.
مگر اينكه شان نزول اين آيه را پاسخ به گفتار مشركان كه در سوره فرقان آمده است بدانيم كه در برابر دعوت پيامبر ص به سجده كردن براى رحمان، گفتند ما رحمان را نمىشناسيم (اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ- فرقان آيه ٦٠) و در هر حال آيه فوق منهاى شان نزول مفهوم روشنى دارد كه در تفسير آن