تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨ - تفسير ياد خدا مايه آرامش دلها است
اسلام مىرود و يكى از ايرادات منكران لجوج را بيان مىكند و مىگويد:
" كافران مىگويند چرا معجزهاى از سوى پروردگارش بر او نازل نشده است" (وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ).
جمله" يقول" فعل مضارع است و دليل بر اين است كه آنها اين ايراد را بارها تكرار مىكردند، و با اينكه كرارا معجزاتى از پيامبر ديده بودند (و وظيفه هر پيامبرى اين است كه دلائلى بر حقانيت خود از معجزات ارائه دهد) باز هم بهانه مىگرفتند و معجزات گذشته را ناديده گرفته و تقاضاى معجزه جديد مورد نظر خودشان را داشتند.
به تعبير ديگر آنها و همه منكران لجوج پيوسته به دنبال" معجزات اقتراحى" مىروند انتظار دارند كه پيامبر به صورت يك" خارقالعادهگر" در گوشهاى بنشيند و هر يك از آنها از در وارد شوند، و هر معجزهاى مايل هستند پيشنهاد كنند او هم بلافاصله به آنها ارائه دهد، و تازه آنها اگر مايل نبودند ايمان نياورند!.
در حالى كه مىدانيم وظيفه پيامبران در درجه اول تبليغ و تعليم و هشدار و انذار است و خارق عادات امورى استثنايى هستند كه به مقدار لازم و ضرورت، آن هم به فرمان خدا (نه به خواست پيامبر) انجام مىگردد، ولى كرارا در آيات قرآن مىخوانيم كه گروههايى از معاندان بىآنكه اعتنايى به اين واقعيت داشته باشند، پيوسته مزاحم پيامبران مىشدند و چنين درخواستهايى را داشتند.
قرآن در پاسخ آنها مىگويد:" اى پيامبر به اينها بگو كه خداوند هر كه را بخواهد گمراه مىكند و هر كس كه به سوى او باز گردد مشمول هدايتش قرار مىدهد" (قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ).
اشاره به اينكه كمبود شما از ناحيه اعجاز نيست، چرا كه بقدر كافى پيامبر ارائه معجزه كرده است، كمبود شما از درون وجود خودتان است، لجاجتها،