تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣ - ٤- آيا خالقيت خدا نسبت به همه چيز دليل بر جبر است؟
چگونه است حال كسانى كه از هر دو محرومند هم از بينايى هم از نور كه مشركان مصداق واقعى آنند، هم چشم عقلشان كور است و هم محيط زندگيشان را ظلمت كفر و بتپرستى فرا گرفته و به همين دليل در بيراههها و پرتگاهها سرگردانند، به عكس مؤمنان كه با ديده حقبين و برنامه روشن و استمداد از نور وحى و تعليمات انبياء مسير زندگى خود را به روشنى پيدا كردهاند.
٤- آيا خالقيت خدا نسبت به همه چيز دليل بر جبر است؟
جمعى از طرفداران مكتب جبر به جمله اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ در آيه فوق براى اثبات مقصد خود استدلال كردهاند و گفتهاند كلمه كل شىء آن چنان وسيع است كه اعمال بندگان را نيز شامل مىشود پس آفريننده كارهاى ما نيز خدا است يعنى ما از خود اختيار نداريم! اين سخن را از دو راه مىتوان پاسخ گفت، نخست اينكه جملههاى ديگر اين آيه اين سخن را كاملا نفى مىكند، زيرا بتپرستان را شديدا مورد ملامت و سرزنش قرار مىدهد اگر واقعا ما در اعمالمان اختيارى نداريم توبيخ و سرزنش براى چيست؟ اگر خدا خواسته بتپرست باشيم، ديگر چرا او را سرزنش مىكند؟ و چرا براى هدايت و تغيير مسيرش استدلال مىكند؟ اينها همه دليل بر اين است كه مردم در انتخاب راه خود آزاد و مختارند.
ديگر اينكه خالقيت بالذات در همه چيز مخصوص خدا است، اما اين منافات با مختار بودن ما در افعالمان ندارد چرا كه قدرت ما و عقل و شعور ما و حتى اختيار و آزادى اراده ما همه از ناحيه او است، بنا بر اين از يك نظر هم او خالق است (نسبت به همه چيز و حتى افعال ما) و هم ما فاعل مختاريم، و اين دو در طول هم است، نه در عرض هم، او آفريننده همه وسائل فعل است و ما استفاده كننده از اين وسائل در راه خير يا شر.
اين درست به آن مىماند كه كسى كارخانه برق يا تاسيسات لولهكشى آب