اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - شكر خالق و شكر مخلوق
كرده و آن را در كنار شكرگزارى از خودش قرار داده است، مىفرمايد: «وَوَصَّيْنا الْانْسانُ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ امُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فى عامَيْنِ انِ اشْكُرْ لى وَلِوالِدَيْكَ الَىَ الْمَصير؛ ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم، مادرش هر روز با زحمتى روى زحمت حمل كرد (و دوران باردارى را با رنجهاى فراوان پشت سر گذاشت) و دوران شير خوارگى او در دو سال (با زحمت فراوان) صورت مىگيرد، به انسان گفتيم كه براى من و براى پدر و مادرت شكرگزارى كن كه بازگشت همه شما به سوى من است». [١]
به يقين پدر و مادر تنها كسانى نيستند كه بر گردن انسان حق دارند (هر چند حق آنها بسيار بزرگ است) هر كس حقّى معنوى يا مادى داشته باشد بايد در برابر او تشكّر كرد.
در حالات پيشوايان بزرگ اسلام نيز ديده شده است كه گاه كمترين خدمت را با بزرگترين نعمت پاسخ مىگفتند، «داستان هديه كردن يكى از كنيزان امام حسين عليه السلام شاخه گلى به آن حضرت و در برابر، آزاد ساختن او به وسيله امام عليه السلام معروف است، و هنگامى كه از حضرتش توضيح خواستند كه اين خدمت بزرگ چگونه در مقابل آن كار كوچك قرار مىگيرد فرمود: «كذا ادَّبَنا اللّهُ؛ اين گونه خداوند ما را ادب كرده است». [٢]
و نيز در داستان معروف ديگرى مىخوانيم كه در يكى از سفرها امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و عبداللَّه بن جعفر از قافله عقب ماندند و در بيابان تشنه شدند، از دور خيمه چادر نشينى جلب توجه آنها را نمود، به سراغ آن آمدند، پير زن تك و تنهايى در آن ديدند كه آنها را سيراب كرد، و گوسفندى را كه داشت براى تغذيه آنها آماده ساخت و آنها به پيرزن فرمودند اگر به مدينه آمدى به سراغ ما بيا شايد بتوانيم اين همه محبّت را تا اندازهاى جبران كنيم، سپس خشكسالى شديدى در بيابانهاى اطراف مدينه شد به گونهاى كه چادرنشينان به شهرها هجوم آوردند و از مردم درخواست كمك مىكردند، روزى چشم امام حسن عليه السلام به همان پيرزن افتاد كه
[١]. لقمان، آيه ١٤.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٤٤، صفحه ١٩٥. مانند اين جريان در مورد امام حسن عليه السلام نيز نقل شده است. بحارالانوار، جلد ٤٣، صفحه ٣٤٣.