اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - اسباب و انگيزههاى ناسپاسى و راه درمان آن
انسان معرفت كامل نسبت به نعمتها ندارد، و اصولًا به نعمتهاى الهى نمىانديشد، اگر ما كمى در آفرينش بدن خويش و دستگاه عجيب و بسيار دقيقى كه خداوند در آن آفريده بينديشيم به اهميت نعمتهاى او در اين بخش از وجودمان آگاه مىشويم، و حس شكرگزارى كه جزء وجود انسان است، تحريك مىشود.
دستگاههايى در وجود انسان است (مانند قلب و كبد و كليهها و ششها) كه اگر بشر بتواند معادل مصنوعى آنها را بسازد كه قطعاً كارايى بسيار پايينى خواهد داشت گاه دهها ميليون يا صدها ميليون هزينه دارد و به اين ترتيب اگر بخواهيم قيمتى بر يك يك اعضاء خود بگذاريم خواهيم ديد صاحب سرمايه بسيار عظيمى هستيم.
در نعمتهاى بيرونى گاه يك جرعه آب به اندازه يك دنيا ارزش دارد، چنان كه از بعضى از علماء نقل كردهاند كه روزى بر يكى از شاهان وارد شد در حالى كه ظرف آبى در دست او بود و مىخواست بنوشد، شاه به آن عالم بزرگ گفت: مرا پندى ده، آن مرد عالم گفت اگر فوقالعاده تشنه باشى و اين آب را از تو باز گيرند، مگر اين كه تمام ملك و حكومت خود را بدهى چه خواهى كرد؟ گفت چارهاى ندارم، تمام ملك خود را مىدهم، مرد عالم گفت: چگونه دل بستگى به حكومتى دارى كه بهاى آن جرعه آبى بيش نيست.
گاه انسان بيمارانى را مىبيند كه از شدّت درد و رنج به خود مىپيچند و مرگ را يك عطيّه آسمانى براى خود مىشمرند، در آن حال انسان فكر مىكند اگر تمام عالم را به او بدهند همراه با اين بيمارى ارزشى ندارد و اگر همه جهان را از او بگيرند و عافيت و تندرستى به او بدهند ارزش دارد.
نعمتهاى به ظاهر كوچك و بسيار كم اهميت در وجود انسان است كه وقتى سلب شود، حيات انسان به خطر مىافتد، چشمههاى آبى در دهان انسان به طور دائم كار مىكند كه غدّههاى بزاق نام دارد و دائماً زبان و دهان و لبها و گلو را نرم نگه مىدارد، و به هنگام خوردن غذا جوشش فوقالعاده مىكند، و غذا را نرم و آماده براى فرو بردن مىنمايد، و در عين حال به هضم آن نيز كمك مىكند.
اگر روزى اين چشمهها به كلّى بخشكد، لبها و زبان و گلوى انسان مثل چوب