اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - اسباب و انگيزههاى حبّ جاه
است، هر چند بازده ضعيف داشته باشد و هرگز به كارهايى كه سروصدا و آوازهاى ندارد تمايل نشان نمىدهند هر چند فايده آن براى جامعه فوقالعاده زياد باشد.
جاهطلبان توقع و انتظار دارند دائما مدح آنها شود، كمترين نقد و نكوهش از آنها به عمل نيايد، انتظار دارند در مجالس همه آنها را احترام كنند و كسى بالاتر از آنها ننشيند، در اثناء سخنان آنها سخن نگويد و به اصطلاح سخن آخر، سخن آنها باشد.
افرادى كه آنها را تكريم و تعظيم مىكنند در نظر آنها افراد با معرفتى هستند و افرادى كه نسبت به آنها اعتنايى ندارند، افرادى بى معرفت و نمك نشناسند؛ به همين دليل اين افراد غالباً مورد تنفّرند و اگر نيازمندانى به آنها مراجعه كنند از روى اجبار و ناچارى است.
اين افراد بسيار زود شناخته مىشوند حتى در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است: «انَّ شِرارَكُمْ مَنْ احَبَّ انْ يُوَطَّأَ عَقِبَهُ؛ كسانى كه دوست دارند مردم پشت سر آنها بيفتند بدترين شما هستند». [١]
در حديث ديگر از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «مَنْ احَبَّ انْ يُمَثَّلَ لَه الرِّجالَ فَلْيُتَبَؤ مَقْعَدُهُ مِنَ النَّارِ؛ كسى كه دوست دارد مردم دست به سينه در مقابل او بايستند خود را مهياى آتش دوزخ كند!» [٢]
ديگر از نشانههاى آنها اين است كه آنها در دنيائى از وهم و خيال به سر مىبرند و آنچه را در واقعيت عينى از مقام و منزلت به دست نمىآورند، در عالم اوهام و خيالات براى خود فراهم مىسازند.
اسباب و انگيزههاى حبّ جاه
مرحوم «فيض كاشانى» در بحث «حبّ جاه» سخن جالبى دارد، مىگويد: «تعلّق خاطر مردم به جاه و مقام، و يا به تعبير ديگر مالكيت قلوب و دلها بيش از تعلّق
[١]. اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٢٩٩، حديث ٨.
[٢]. مكارم اخلاق، جلد ١، صفحه ٢٦.