اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - اقسام مراء و جدال
اعمال خصومت يا تعصب و لجاج و برترى جويى و خودنمايى و اظهار فضل در برابر ديگران است.
اين تقسيم بندى در آيات قرآن نيز منعكس است آنجا كه مىفرمايد: «و لا تُجادِلُوا اهْلَ الْكِتابِ الَّا بِالَّتى هِىَ احْسَنُ؛ با اهل كتاب (يهود و انصارى) جز به طريقى كه نيكوتر است مجادله نكنيد». (عنكبوت- ٤٨).
و در جاى ديگر مىفرمايد: «وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ؛ و با روشى نيكوتر با آنها مجادله و مناظره كن». (نحل- ١٢٥).
و در جاى ديگر در نكوهش جمعى از كافران مىفرمايد: «يُجادِلُونَكَ فِى الْحَقِ بَعْدَما تَبَيَّنَ؛ با اين كه حق براى آنها روشن شده باز با تو مجادله مىكنند». (انفال- ٦).
و در مورد مراء مثبت در داستان «اصحاب كهف» و تعداد آنها مىفرمايد: «فَلا تُمارِ فيهِمْ الَّا مِراءً ظاهِراً؛ پس درباره تعداد آنها جز مبارزه منطقى توأم با استدلال نداشته باش». (كهف- ٢٢).
و در مورد مراء منفى مىفرمايد: «الا انَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِى السَّاعَةِ لَفى ضَلالٍ بَعيدٍ؛ آگاه باشيد آنها كه در قيامت ترديد مىكنند و با لجاج و عناد به محاجّه مىپردازند در گمراهى عميقى هستند». (شورى- ١٨).
و تقسيمات ديگرى نيز بر حسب افرادى كه در طرف مقابل قرار دارند و مسايلى كه در آن جدال و مراء مىشود دارند.
از جمله طرف مناظره انسان بايد انسان فهميده و عاقلى باشد كه بتوان از طريق مناظره منطقى بر علوم او دست يافت، همان گونه كه در وصيت اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است: «دَعِ الْمُماراتِ وَ مُجاراتِ مَنْ لا عَقْلَ لَهُ وَ لا عِلْمَ؛ گفتگو و مناظره را با كسى كه نه عقل دارد و نه علم رها كن». [١]
و شخص مناظره كننده بايد انسان آگاهى باشد، چرا كه اگر افراد ناآگاه به عنوان دفاع از حق به ميدان بيايند و بر اثر ضعف معلومات شكست بخورند، آيين حق ضايع مىشود، لذا در حديثى مىخوانيم كه محمد بن عبدالله معروف به طيّار به
[١]. بحارالانوار، جلد ٢، صفحه ١٢٩، حديث ١٤.