اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧ - تفسير و جمعبندى
اصل كشتن قتل عمد است، ولى نسبت به مُثْله كه يك عمل غير انسانى حتى مقابله به مثل نيز جايز نيست، و اين مطلب صريحاً در روايات اسلامى آمده است كه حتى سگ درنده را هم نمىتوان مُثله كرد [١] و اگر از روايت فوق جواز مُثْله استفاده شد به وسيله روايات صريح تفسير خواهد شد، كه منظور، اصل قتل است نه مُثله كردن.
جمعى نيز گفتهاند كه مسأله انتقام نابرابر و مُثْله كردن آنها از سوى مسلمانان مطرح شد نه از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و عموميّت خطاب آيه نيز مؤيد همين معنى است كه اين تصميم از سوى مسلمانان بود.
در پنجمين آيه باز روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده دستورى فراتر از عفو و گذشت مىدهد و مىفرمايد: بدى را از راهى كه بهتر است دفع كن، و پاسخ بدى را به نيكى ده، ما به آنچه آنها مىگويند و توصيف مىكنند آگاه تريم (ادْفَعْ بِالّتِى هِىِ احْسَنُ السَّيِئَة نَحْنُ اعْلَمُ بِمُا يَصِفُونَ).
در ششمين آيه نيز همين معنى با تعبير ديگرى آمده است، مىفرمايد: «بدى را با نيكى دفع كن تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمى شوند». (ادْفَعْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ فِاذا الَّذى بَيْنِكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةً كَانَّهُ وَلِىٌّ حَميمٌ).
و در آيه ٢٢ سوره رعد نيز مىخوانيم:
هنگامى كه اوصاف اولِى الالْباب و صاحبان انديشه و فكر را شرح مىدهد، مىفرمايد: يكى از اوصاف آنها اين است كه با حسنات، سيئات را از ميان مىبرند (وَ يَدرَئُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةِ). اين تعبير مىتواند اشاره به اين باشد كه آنها خطاها و گناهان خويش را با حسنات و اعمال نيك جبران مىكنند، و نيز مىتواند اشاره به
[١]. نهج البلاغه، نامه ٤٧.