اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩ - تفسير و جمعبندى
«بنى قريظه» فاش ساخت. و يا داستان حركت پيامبر صلى الله عليه و آله را براى «ابوسفيان» فاش كردند. و منظور از خيانت در امانات در جمله دوم همان اماناتى است كه در ميان مردم معمول است.
بعضى ديگر خيانت به خدا را مربوط به فرائض و واجبات، و خيانت به پيامبر صلى الله عليه و آله را مربوط به سنتها، و خيانت به مردم را مربوط به اموال آنها دانستهاند.
احتمال ديگرى نيز داده شده كه كه از احتمالات سابق جامعتر و بهتر است و آن اين كه آيه مفهوم گستردهاى دارد كه شامل هر گونه امانت معنوى ومادى و مالى و غير مالى مىشود. بنابراين هم خيانت به امانتهاى الهى ممنوع است هم امانتهايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آيين خود نزد امّت گذارده و هم امانت هايى كه مردم نسبت به يكديگر دارند چه در مربوط به امور مالى و چه اسرار زندگى. لذا در حديث آمده است كه پيامبر به ابوذر فرمود: «يا اباذَرْ الَمجالِسُ بِالامانَةِ وَ افْشاءُ سِرِّ اخِيكَ خِيانَةٌ؛ اى ابوذر گفتگوهايى كه در مجالس خصوصى مىشود امانت است و افشاء سرّ برادرت خيانت محسوب مىشود». [١]
آيه ٢٨ همين سوره انفال كه در دنبال آيه سابق آمده است نشان مىدهد كه حتى اگر اموال و منافع اولاد انسان به خطر بيفتد نبايد به خاطر آنها خيانت كرد (همان گونه كه در داستان ابولبابه آمده است كه وجود اموال و اولاد او در ميان يهوديان سبب شد كه نسبت به اسرار نظامى مسلمين خيانت كند) مىفرمايد:
«وَاعْلَمُوا انَّما امْوالُكُمْ وَ اوْلادِكُمْ فِتْنَةٌ وَ انَّ اللَّهَ عِنْدَهُ اجْرٌ عَظِيمٌ؛ بدانيد اموال و اولاد شما وسيله آزمايش است و پاداش عظيم نزد خدا است».
بنابراين امانتهاى الهى و مردمى چيزى نيست كه انسان بتواند به بهانههاى مختلف در آن خيانت كند.
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٤، صفحه ٨٩.