اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩ - تفسير و جمع بندى
در ميان آن دلهاى پراكنده و مملو از بغض و كينه ايجاد شده و كينههاى ديرينه را از دلها شست.
در چهارمين آيه، سخن از وحدت صفوف مسلمين است، چيزى كه هرگز در انزوا و عزلت يافت نمىشود، مىفرمايد: «خداوند كسانى را دوست مىدارد، كه در راه او پيكار مىكنند، همچون سدّى فولادين و بنايى آهنين» (انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِى سَبِيلِهِ صَفّاً كَانَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ).
بنيان به معنى هرگونه بنا است، هم سد را شامل مىشود، و هم بناهاى ديگر، و مرصوص از ماده رصاص به معنى سرب گرفته شده، و از آنجا كه در زمانهاى گذشته، گاهى براى محكم شدن بنا و يك پارچگى ديوارها، سرب را آب مىكردند، و در لابلاى قطعات سنگ و مانند آن مىريختند كه تمام فاصلهها را پر كند، و مصالح بنا را به هم پيوند دهد، لذا به هر بناى محكمى مرصوص مىگفتند كه اشاره به استحكام و يكپارچگى آن بود.
درست است كه آيه درباره پيكار نظامى و جهاد فى سبيل اللَّه است، ولى روشن است كه همين معنى در ساير مجاهدتهاى اجتماعى در زمينه سياست و فرهنگ و اقتصاد، جارى است، و در آنجا نيز يكپارچگى و اتحاد و انسجام دلها لازم است.
چيزى كه در ميان گوشه گيران انزوا طلب اصلًا وجود ندارد، چرا كه آنها همانند قطعات سنگ يا آجرهايى هستند كه بدون هيچ انسجام و به هم پيوستگى هر كدام در گوشهاى افتادهاند، نه دفاعى در برابر دشمن از آنها سر مىزند، و نه پيكارى براى حل مشكلات اقتصادى و سياسى و فرهنگى جامعه.
در پنجمين و آخرين آيه مورد بحث، اشاره به مسأله رهبانيت و برنامه ترك دنيا و ديرنشينى گروهى از مسيحيان كرده و از آن به عنوان يك بدعت نكوهش مىكند،