اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - تفسير و جمعبندى
در اين كه واژه «لُمَزَة» (از ماده لمز (بر وزن رمز) و «هُمَزَه» از ماده همز (بر همين وزن) كه هر دو صيغه مبالغه است، به يك معنى است، و اشاره به غيبت كنندگان و عيب جويان مىكند يا در ميان آنها تفاوتى است، در ميان مفسّران گفتگوى بسيار است. بعضى هر دو را به يك معنى مىدانند بعضى به دو معنى، آنها كه معتقدند دو معنى دارد بعضى هُمَزَه رابه معنى غيبت كننده، و لُمَزَه را به معنى عيبجو تفسير كردهاند و بعضى عكس آن را گفتهاند، و بعضى مىگويند هُمَزَه به كسى گفته مىشود كه با اشارات عيبجويى مىكند، و لُمَزَه به معنى كسى است كه با زبان، اين عمل زشت را انجام مىدهد.
بعضى اولى را به معنى عيب جويى آشكار، و دومى را به معنى عيب جويى پنهان و يا اشاره دانستهاند، و بعضى عقيده دارند هُمَزَه كسى است كه در حضور، عيبجويى مىكند، و لُمَزَه كسى است كه در پشت سر، اين كار را انجام مىدهد.
بعضى از مفسران گفتهاند همز و لمز، دو صفت رذيله است كه از جهل و غضب و تكبّر تركيب شده است زيرا هم سبب اذيّت و آزار ديگران است و هم نوعى برترىطلبى در آن نهفته است، و از آنجا كه در خود فضيلتى نمىبيند سعى مىكند به ديگران عيب بگذارد تا خودش را برتر نشان دهد. [١]
در همان تفسير اين دو صفت را از اوصاف منافقان- طبق حديثى- بيان مىكند. [٢] تعبير به «ويل» كه در آغاز اين آيه آمده است، در ٢٧ مورد از قرآن مجيد ديده مىشود، كه در مقام نفرين و به معنى هلاكت و يا به معنى انواع عذاب است، و اين كه گفتهاند اشاره به چاه يا وادى پر عذابى در جهنم است در واقع از قبيل تفسير كلى به مصداق است.
اين واژه و واژه «وَيْس» و «وَيْح» همه حالت تأسف انسان را بيان مىكند منتها ويل در موارد كارهاى زشت و قبيح گفته مىشود، و ويس در مقابل تحقير، و ويح در مقام ترحم. [٣]
[١]. روح البيان، جلد ١٠، صفحه ٥٨.
[٢]. همان مدرك.
[٣]. تفسير كبير فخر رازى، جلد ٣٢، صفحه ٩١.