اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - طرق درمان جاهطلبى
زمان برسد، آن زاهد هنگامى كه احساس كرد او دارد نزديك مىشود سفارش كرد نان و سبزى براى او حاضر كنند و با ولع و حرص به خوردن نان و سبزى پرداخت، در حالى كه لقمههاى بزرگ بر مىداشت هنگامى كه شاه اين منظره را ديد زاهد از چشم او افتاد و بدون گفتگو بازگشت، زاهد گفت: «الْحَمْدُللّهِ الَّذى صَرَفَكَ عَنّى؛ شكر خدايى را كه تو را از من منصرف ساخت».
از بعضى ديگر نقل مىكنند كه گاه مشروبات غير الكلى را در ظرفى كه رنگ شراب به آن مىداد مىنوشيد تا مردم گمان كنند شرابخوار است و از چشم آنها بيفتد!
و از ديگرى نقل مىكنند كه در منطقهاى به زهد معروف شده بود و مردم به او اقبال كردند، او وارد حمام شد و عمداً لباس شخص ديگرى را مخفيانه پوشيد و بيرون آمد و سر راه ايستاد، تا مردم او را شناختند و گرفتند و زدند و لباس را از او باز پس گرفتند، و گفتند: اين مردى است كلاه بردار و از او دورى مىكردند!!
بى شك اينگونه كارها در بعضى از موارد حرام مسلّم و مواردى مكروه است و هرگز شرع اسلام اجازه نمىدهد كه انسان خود را با ارتكاب اين اعمال زشت بد نام كند و از چشم مردم بيندازد، همان گونه كه سوء ظن به خلق خدا از نظر اسلام ممنوع است، ايجاد عوامل سوء ظن نيز مجاز نيست.
بنابراين براى درهم شكستن حبّ جاه بايد راههايى را برگزيد كه با موازين شرع و معيار عقل سازگار است و با وجود طرق مشروع، معنى ندارد كه انسان با اين بهانهها به سراغ امورى برود كه نامطلوب و يا نامشروع است.
و عجب اين كه مرحوم «فيض كاشانى» بعد از ذكر نمونه هايى از آن چه در بالا آمد (خوردن مشروب حلال در ظرفى كه آن را به صورت مشروبات الكلى نشان مىدهد) مىافزايد از نظر فقهى مجاز بودن ارتكاب چنين عملى محل تأمّل است ولى اهل حال گاهى خود را به امورى درمان مىكردند كه فقيه هرگز به آن فتوا نمىدهد و اين را راه براى اصلاح قلب مىشمردند، و سپس اين گونه گناهان صورى