اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - پيامدهاى زيانبار غيبت
٤- غيبت سبب رسوايى انسان مىشود، در حديثى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم فرمود: «يا مَعْشَرَ مَنْ آمَنَ بِلسانِهِ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِقَلْبِهِ لا تَغْتابُوا الْمُسْلِمينَ وَ لا تَتَبَّعُوا عَوْراتِهِمْ فَانَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَةَ اخِيْهِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ يَفْضَحُهُ فِى جَوْفِ بَيْتِهِ؛ اى گروهى كه با زبان ايمان آوردهايد ولى با قلبتان ايمان نياوردهايد، غيبت مسلمانان نكنيد، و در صدد كشف عيوب آنها نباشيد، چرا كه هر كس در صدد كشف عيوب برادر مسلمانش باشد خداوند عيوب او را كشف مىكند، و هر كس خدا عيوبش را كشف كند حتى در درون خانهاش رسوا مىشود». [١]
٥- غيبت سبب مىشود كه حسنات غيبت كننده به نامه اعمال غيبت شونده، و سيئات غيبت شونده به نامه اعمال غيبت كننده منتقل شود، چنان كه در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود: «يُؤْتى بِاحَدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُوقَفُ بَيْنَ يَدَىِ اللَّهُ يُدْفَعُ الَيْهِ كِتابُهُ فَلا يَرَى حَسَناتِهِ فَيَقُولُ الهِى لَيْسَ هذا كِتابِى فَانِّى لا ارَى فيها طاعَتى فَقالَ انَّ رَبَّكَ لا يَضِلُّ وَ لا يَنْسى، ذَهَبَ عَمَلُكَ بِاغْتياب النَّاسِ ثُمَّ يُؤْتى بِآخَرَ وَ يُدْفَعُ الَيْهِ كِتابُهُ فَيَرى فيها طاعاتٍ كَثيرةٍ، فَيَقُولُ الهى ما هذا كِتابى فَانِّى ما عَمِلْتُ هَذِهِ الطَّاعاتِ، فَيَقُولُ: انَّ فُلاناً اغْتابَكَ فَدُفعَتْ حَسَناتُهُ الَيْكَ؛ روز قيامت كسى را در دادگاه عدل الهى حاضر مىكنند، و نامه اعمالش را به دست او مىدهند، نگاه مىكند حسنات خود را در آن نمىبيند، عرضه مىدارد خدايا اين نامه عمل من نيست زيرا طاعات خود را در آن نمىبينم، خداوند به او مىگويد پروردگار تو نه گمراه مىشود و نه چيزى را فراموش مىكند، طاعات تو به سبب غيبت مردم از بين رفت، سپس ديگرى را مىآورند و نامه عملش را به دستش مىسپارند، در آن طاعات زيادى مىبيند كه انجام نداده بود عرض مىكند خداوندا اين نامه عمل من نيست، چرا كه من اين طاعات را انجام ندادهام، خداوند مىفرمايد: فلان كس تو را غيبت كرد، بدين سبب حسناتش به تو داده شد». [٢]
از اين رو از بعضى از رجال معروف پيشين نقل شده كه شنيد كسى درباره او غيبت مىكند طبقى از رطب به رسم هديه براى او فرستاد و پيغام داد: «شنيدم تو
[١]. المحجة البيضاء، جلد ٥، صفحه ٢٥٢.
[٢]. مستدرك الوسائل، جلد ٩، صفحه ١٢١، حديث ٣٠.